فضاى باز سياسى در ايران يعنى اختناق همه چيز! سانسور همه مطبوعات و جلوگيرى از هر اظهارنظر! بشر در اظهارنظر خودش آزاد است، فضاى باز سياسى يعنى جلوگيرى از هر اظهارنظرى! در زندگى خودش، در مقدرات خودش هيچ حق اظهارنظر ندارد! مطبوعات هيچ حق ندارند که يک کلمه برخلاف آنکه ديکته به آنها مى شد بنويسند! خوب، حالا اخيرا يک قدرى اينها صحبتهايى مى کنند و راديو هم همين طور، و اين توجه عمومى و اين مشتهاى گره کرده برادران ما در ايران - اين - موجب اين شد که نتوانند ديگر همچو آنطور که دلشان مى خواست عمل بکنند. حالا هم باز به آن آزادى نيست و لهذا مى بينيد که در تمام اين روزنامه ها و در تمام اين راديوها و دستگاه تبليغى، آن نقطه اصلى را باز نمى توانند ذکر کنند. همه مان مى دانيم، همه شان مى دانند، همه مطبوعات و ارباب مطبوعات مى دانند اين را که آن نقطه اصلى -که البته نقطه اصلى که عرض مى کنم نقطه اصلى در اين صف نوکرها، نه در آن صف اربابها - آن نقطه اصلى عبارت از شاه است. يعنى تمام اين جنايتهايى که در ايران واقع شده است در عصر ما - در اين عصر - تمام اين جنايتها با امر شاه است. امکان ندارد که يک سربازى سر خود آدم بکشد، يا يک صاحبمنصبى سر خود اجازه آدمکشى بدهد، يا يک وزيرى، يک -نمى دانم - نخست وزيرى همچو قدرتى داشته باشد که سر خود دستور کشتن، دستور زخم زدن، اين دستورات را بدهد. تمام اين جنايتهايى که واقع شده و واقع مى شود با امر مستقيم شاه است که بايد بزنيد