نمونهای از شکنجههای کهریزک، از زبان یک نماینده مجلس شوک الکتریکی به بدن خیس و عریان زنان! یک نماینده مجلس در گفتوگو با «موج سبز آزادی» از شکنجه زنان زندانی در کهریزک خبر داد. این در حالی است که پیش از این هیچ گزارشی درباره بازداشت زنان در این بازداشتگاه غیرقانونی منتشر نشده بود.
فضاى باز سياسى در ايران يعنى اختناق همه چيز! سانسور همه مطبوعات و جلوگيرى از هر اظهارنظر! بشر در اظهارنظر خودش آزاد است، فضاى باز سياسى يعنى جلوگيرى از هر اظهارنظرى! در زندگى خودش، در مقدرات خودش هيچ حق اظهارنظر ندارد! مطبوعات هيچ حق ندارند که يک کلمه برخلاف آنکه ديکته به آنها مى شد بنويسند! خوب، حالا اخيرا يک قدرى اينها صحبتهايى مى کنند و راديو هم همين طور، و اين توجه عمومى و اين مشتهاى گره کرده برادران ما در ايران - اين - موجب اين شد که نتوانند ديگر همچو آنطور که دلشان مى خواست عمل بکنند. حالا هم باز به آن آزادى نيست و لهذا مى بينيد که در تمام اين روزنامه ها و در تمام اين راديوها و دستگاه تبليغى، آن نقطه اصلى را باز نمى توانند ذکر کنند. همه مان مى دانيم، همه شان مى دانند، همه مطبوعات و ارباب مطبوعات مى دانند اين را که آن نقطه اصلى -که البته نقطه اصلى که عرض مى کنم نقطه اصلى در اين صف نوکرها، نه در آن صف اربابها - آن نقطه اصلى عبارت از شاه است. يعنى تمام اين جنايتهايى که در ايران واقع شده است در عصر ما - در اين عصر - تمام اين جنايتها با امر شاه است. امکان ندارد که يک سربازى سر خود آدم بکشد، يا يک صاحبمنصبى سر خود اجازه آدمکشى بدهد، يا يک وزيرى، يک -نمى دانم - نخست وزيرى همچو قدرتى داشته باشد که سر خود دستور کشتن، دستور زخم زدن، اين دستورات را بدهد. تمام اين جنايتهايى که واقع شده و واقع مى شود با امر مستقيم شاه است که بايد بزنيد
مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی در ایران در نامه به رئیس مجلس خبرگان این کشور خواستار “بررسی های قانونی وفق اصل ۱۱۱ قانون اساسی” شده است که به موضوع عزل رهبری اختصاص دارد.
این مجمع در نامه سرگشاده به اکبر هاشمی رفسنجانی که روز پنجشنبه ۲۲ مرداد (۱۳ اوت) منتشر شد، نوشته است که رهبر جمهوری اسلامی مطابق قانون اساسی با سایر افراد کشور در مقابل قانون برابر است و “همه مسئولیت های ناشی از ولایت امر را بر عهده دارد”.
در این نامه به “یورش” ماموران حکومت به مردم و “به خاک و خون کشیدن” آنها و همچنین “داستان شکنجه های بازداشت شدگان کهریزک” اشاره شده و آمده است: “نمایشگاه دادگاه صد نفری که یادآور محاکمات استالین است، دل هر انسان آزاده ای را به درد می آورد”.
شرایط رهبری در قانون اساسی ایران:
- اصل ۵- در زمان غیب حضرت ولی عصر “عجل الله تعالی فرجه” در جمهوری اسلامی ایران ولایت امر و امامت امت بر عهده فقیه عادل و با تقوی، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر است که طبق اصل یکصد و هفتم عهده دار آن می گردد.
- اصل ۱۰۹- شرایط و صفات رهبر: ۱ – صلاحیت علمی لازم برای افتا در ابواب مختلف فقه. ۲ – عدالت و تقوای لازم برای رهبری امت اسلام. ۳ – بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریت و قدرت کافی برای رهبری. در صورت تعدد واجدین شرایط فوق، شخصی که دارای بینش فقهی و سیاسی قوی تر باشد مقدم است.
مجمع نمایندگان ادوار همچنین با حمایت از درخواست مهدی کروبی برای بررسی موضوع تجاوز جنسی به دختران و پسران جوان در بازداشتگاه ها نوشته است: “نمی توان در برابر این وقایع شوم سکوت پیشه کرد”.
این مجمع در نامه خود رهبر جمهوری اسلامی را مسئول اوضاع کشور معرفی می کند و از اعضای مجلس خبرگان می خواهد که به عملکرد نهادهای انتظامی، نظامی و امنیتی زیر نظر آیت الله علی خامنه ای رسیدگی کنند.
در این نامه خطاب به رئیس مجلس خبرگان آمده است: “مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی لزوم بررسی های قانونی وفق اصل ۱۱۱ قانون اساسی را که از وظایف خبرگان رهبری است مورد درخواست قرار داده و از حضرتعالی انتظار دارد که بنا به وظیفه و رسالت قانونی، اقدامات لازم را به عمل آورید”.
اصل ۱۱۱ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران می گوید: “هر گاه رهبر از انجام وظایف قانونی خود ناتوان شود، یا فاقد یکی از شرایط مذکور در اصول پنجم و یکصد و نهم گردد، یا معلوم شود از آغاز فاقد بعضی از شرایط بوده است، از مقام خود بر کنار خواهد شد. تشخیص این امر به عهده خبرگان مذکور در اصل یکصد و هشتم می باشد…”.
یک روز پیش از انتشار نامه سرگشاده مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی، علی محمد دستغیب، عضو مجلس خبرگان رهبری نیز خواستار تشکیل جلسه فوری مجلس خبرگان شده بود.
آقای دستغیب نوشته بود: “اینجانب صادقانه و خیرخواهانه عرض می کنم تا دیر نشده خبرگان برای اعاده حیثیت از مرجعیت، تشکیل جلسه دهد آن هم علنی و مطالب بررسی گردد و به خواست مردم که همان قانون اساسی است جواب داده شود و به شکایات آنها به وسیله نمایندگان آنها یعنی آقای موسوی و آقای کروبی رسیدگی شود”.
منبع: بی بی سی فارسی
طبق خبری از تابناک، ایرانیان ۱۰ میلیارد تومن در ماه به صندوقهای امداد پول میریزند. همه میدانیم که این پولها یا برای خرج عروسی افغانها، چاپ کتاب برای کودکان افغانی، خرج جهیزه عروسهای غزه، تروریستهای فلسطینی و لبنانی، و اخیرا هم حتما مزد بسیجیها که جوانان ایران را شکنجه، تجاوز، و یا حتا میکشن میشود. هم میهنان ام، این صندوقها باید تحریم بشوند. باید به جای پول، کاغذ با نوشتههای `مرگ بر دیکتا تر`، `مرگ بر بسیج، ` آزادی استقلال جمهوری ایرانی `، و غیره در این صندوقها بریزیم
شرکت میشلن، يکی از بزرگترین تولید کننده های لاستیک در دنیا اقدام به طراحی تایری بدون نیاز به تیوپ و باد کرده است که علیرغم ظاهر عجیب و ظریفی که دارد، بسیار مقاوم و کاربردی است.
میشلن نام این نوآوری جالب را Tweel گذاشته، که مرکب از دو کلمه ی Tire و Wheel است.
این تایر کم باد نمیشود، پنچر نمیشود و هرگز نمیترکد؛ چون نه تیوپ دارد، نه نیازی به باد شدن.
پلیمری به نام Polyurethane با شبکه بندی خاصی درون این تایر طراحی شده، که استحکام خاص به این تایر داده و آن را حتی برای ماشین آلات سنگین راه سازی هم قابل استفاده کرده است.
در ادامه این مطلب بقیه تصاویر و یک ویدئوی جالب از این ابداع شرکت میشلن را ببینید.
آينده : به رغم توصیه نخبگان و افراد خاص اجتماعی در مورد کنار گذاشتن کینه ها و اتهام زنی های دو ماه اخیر و پس از انتخابات ریاست جمهوری، صداوسیما در رویه ای جالب بیش از 100 تن را به صورت مستقیم و غیرمستقیم شامل ممنوعیت تصویری و فعالیت در این سازمان کرده است.
به گزارش خبرنگار “آینده”، پس از ممنوع شدن فعالیت و تصویر چهره هایی مانند سید جواد هاشمی، ساعد باقری، سهیل محمودی، عبدالجبار کاکایی ساختار این محدودیت ها دو ماه پس از انتخابات چهره دیگری به خود گرفته است.
حالا محدودیت به نام هایی رسیده که معروف ترین آنها سیدرضا میرکریمی، مجید مجیدی، حسین پاکدل، احمدرضا درویش، فاطمه معتمدآریا، محمد رحمانیان، سید محمدرضا بهشتی، هوشنگ توکلی، لیلی رشیدی، بهاره رهنما، کیومرث پور احمد، کمال تبریزی، حسین برزیده، هما روستا، مهتاب نصیرپور، مرضیه برومند، لادن مستوفی، داریوش مهرجویی، عزتالله انتظامی، علی نصیریان، محمدعلی کشاورز، محمد نوری، محمد رحمانیان، مهدی کرمپور، محسن مخملباف، مازیار میری، محمد احصایی، احمد مسجد جامعی، معصومه ابتکار، علیرضا رئیسیان، منوچهر محمدی، علی معلم، حسین زمان، حبیبالله صادقی، فرشته طائرپور، مرتضی رزاق کریمی، سامان سالور، پگاه آهنگرانی، پانته آ بهرام، منیژه حکمت، رویا نونهالی، امیر جعفری، منوچهر شاهسواری، عبدالحسین مختاباد، حسام الدین سراج، مسعود کیمیایی، گوهر خيرانديش، مسعود رایگان، رویا تیموریان، محمدرضا فروتن، ابوالفضل جلیلی، اسرافيل شيرچى، مهرشاد کارخاني، شاهین فرهت، محمد وافری، فاطمه راکعی، داوود رشیدی، هدیه تهرانی، باران کوثری، خزر معصومی، بیژن امکانیان، بزرگمهر حسینپور، داریوش فرهنگ، لیلا حاتمی، علی مصفا، سعید ابوطالب، جمشید بایرامی، حسین خسروجردی، علیرضا قاسم خان، احمد اسفندیاری، محمدرضا عارف، نجفقلی حبیبی، مجید انصاری، حسن بلخاری، مهدی منتظرقائم، محمود نجاتی حسینی، محمدعلی خلیلی اردکانی، کامپوزیا پرتوی، محمدعلی نجفی، قاسم افشار، مجید کیانی، علی ژکان، ابراهیم حقیقی، سیروس تسلیمی، حمید فرخ نژاد، داریوش پیرنیاکان، امیر جغتایی، محبوبه بیات، محمدرضا اصلانی، همایون امامی، ابراهیم حسن بیگی، افشین علاء، رضا رییسی، فیروزه زنوزی جلالی، جعفر ابراهیمی، محمود دولت آبادی، یوسفعلی میرشکاک، جمال میرصادقی، علی باباشاهی، عماد افروغ، سید مهدی شجاعی، احمد پورنجاتی، محمد بهشتی، عاتقه صدیقی(رجایی)، عیسی کلانتری، الهه کولایی، محمد ستاری فر، صادق زیباکلام، رخشان بنی اعتماد، ناصر تقوایی، حسین علیزاده، جلال ذوالفنون، ناصر چشم آذر، علیرضا شجاع نوری و استاد محمدرضا شجریان می باشد.
جالب این است که در اسامی اعلام شده نام مرحوم سیف الله داد نیز مشاهده می شد که با فوت این کارگردان و مدیر موفق سینمای کشورمان نام وی از این لیست حذف شد.
براین اساس پخش مجموعه های تلویزیونی و تله فیلم و فیلم های سینمایی از افراد هنری برشمرده که پیش از این تولید شده بلامانع است، اما کلیه افراد ذکر شده ممنوعیت تصویری و فعالیت در قالب برنامه های سازمان صداوسیما را تا اطلاع ثانوی دارند.
سوال اینجاست، آیا سازمان صداوسیما که برای لفظ “رسانه ملی” غش و ضعف می کند، چنین رفتاری را دال بر ملی بودن تلقی می کند یا عقده گشایی با سلیقه های مختلف در انتخابات ریاست جمهوری؟!
آیا با چنین رفتاری که با فرهیختگان و هنرمندان و چهره های فرهنگی انجام می شود، می توان در انتخابات های آینده کشور مشارکت این طبقه پرمخاطب جامعه را مدنظر داشت؟
چرا متولیان این رسانه بزرگ کشورمان بدون اینکه روی تاثیر مستقیم یک حرکت و تصمیم خود ارزیابی درستی داشته باشند، وارد ماجرا شده و کمر نظام را از هزینه های خود ساخته خم می کنند؟
متاسفانه در کنار بحران ممنوعیت تصویر و فعالیت چهره های برشمرده به نظر می رسد برخورد با بدنه صداوسیما هم شروع شده که اخراج زن و شوهر شاغل در رادیو گفتگو و اخراج سردبیر شجاع رادیو جوان در صدر آن است و در ادامه تعدادی از عناصر فنی و اداری شاغل در این سازمان به دلیل شرکت در راهپیمایی ها یا تجمع های مختلف از خدمت معلق شده اند.
این لیست و اسامی داخل آن موجب شده که برنامه های مختلف رادیو و تلویزیونی به صورت گفتاری از آوردن افراد برشمرده منع شوند و پخش شبکه های مختلف رادیو و تلویزیونی به جهت عدم انتشار اسامی مورد اشاره مکتوبی را به بخش های تولیدی اعلان نکنند، اما از پخش تصاویر این افراد در قالب برنامه های تلویزیونی جلوگیری می کنند.
در این میان بیشترین تاثیر را برنامه “این شب ها”، “صبح عالی بخیر” و برنامه ”خانواده” در شبکه یک، “دو قدم مانده” به صبح در شبکه چهار، “به خانه برم
ی گردیم” در شبکه تهران و “خانه فیروزه ای” در شبکه سه دچار بحران داخلی شده و بسیاری از میهمانان، کارشناسان و حتی مجریان خود را از دست داده اند.
با این وضع و محدودیت های شدید اعمال شده آیا می توان این رویه و ممنوعیت فعالیت افراد برشمرده را تکذیب کرد؟
البته که دیوار حاشا بلند است و به همان خاطر که مکتوبی برای ممنوعیت تصویری و فعالیت افراد مختلف منتشر نمی شود، بهانه برای تکذیب میسر است. اما متولیان محترم سازمان صداوسیما دقت داشته باشند که مجریان و کارشناسان یک برنامه به محض اینکه قلع و قمع می شوند از سوی مردم و مخاطبان حرفه ای به خوبی قابل شناسایی است و با افراد حذف شده نیز به همین دلیل قطع همکاری می شود.
ای کاش سینه چاکان لفظ رسانه ملی، آن قدر شجاعت و دیدگاه بلند داشتند که دعواهای زن و شوهری در حاشیه سلیقه های انتخاباتی در کشور را که در هر کشوری وجود دارد، به دیده یک چشم عاقل می نگریستند و از به هم زدن این کلاف سردرگم در پاشنه جام جم خودداری می کردند.
اگرچه این حرفها به این سادگی به گوش تئورسین های متولی بر صداوسیما نمی رود، اما می توان کاهش شدید آگهی های بازرگانی و واکنش های تند مردم نسبت به برنامه هایی مانند بخش خبری 20:30 شبکه دو، بخش خبری 20 شبکه خبر و برنامه های بی مایه سیاسی و از بین رفتن اعتبار بخش های خبری صداوسیما را از عوارض نخست این اشتباه رسانه ای و تسویه حساب شخصی دانست
فرید زکریا در برنامه امروز خودش در "سی ان ان" راجع به دادگاههای نمایشی ایران٬ به نکته جالبی اشاره کرد و آن هم اینکه٬ این دوره زمانی از حکومت ایران٬ دقیقا به روش اواسط دهه ۱۹۳۰ استالین اداره می شود٬ فیلم کوتاهی از دادگاههای دوران استالین و مقایسه تصاویر آن با دادگاههای نمایشی ایران نشان داد. در این مورد تحقیقاتی کردم که نتیجه اش جمع آوری مطالب ذیل شد: ۱- تصفیه کبیر نامی است که به تصفیهٔ حزب کمونیست شوروی و سرکوب سیاسی و دستگیریهای وسیع در اتحاد شوروی در اواخر دههٔ ۱۹۳۰ میلادی اطلاق میشود. این دوره معمولاً با حضور سراسری پلیس, مظنونیت همگانی به «خرابکاران» , محاکمههای نمایشی و زندانها و اعدامهای مخالفان تصویر میشود. جوزف استالین رهبر وقت شوروی را مسئول اصلی تصفیه کبیر مینامند. ۲-آندره ویشینسکی (1883-1954)، حقوق دان و سیاستمدار روسی بود که بیشتر به خاطر نقش خود در دادگاههای نمایشی در دوران استالین مشهور است.در سال 1953 او دادستان کل اتحاد جماهیر شوروی شد و به مغز متفکر "تصفیه کبیر" ژوزف استالین تبدیل گشت. این گفته او مشهوراست: "اعتراف متهم، شاه شواهد است." او در محاکمات مسکو در طول تصفیه کبیر، دادستان بود. او به متهمان با ناسزاگویی، فحاشی و متلک گویی خطاب می کرد. ۳- نيکيتا خروشچف، جانشين استالين، حکومت و کيش شخصيت استالين را در کنگره معروف حزب کمونيست شوروي در 1956 محکوم کرد و پروسه استالين زدايي را آغاز کرد که بعدها به جدايي چين و شوروي انجاميد.خروشچف در سخنراني حزب کنگره از استالين گفت و اعلام کرد استالين بزرگترين آدم کش تاريخ است! کسي از ميان جمعيت به خروشچف گفت: زمان اين وقايع تو کجا بودي؟ خروشچف به آرامي گفت: چه کسي اين سوال را پرسيد؟ کسي جوابي نداد. خروشچف پاسخ داد: همين جايي که الان تو هستي! " ۴- استالين روزي گفته بود: مرگ يک نفر٬ تراژدي است ولي مرگ ميليون ها نفر٬ تنها يک آمار است!"
من متاسفم از اینکه این چنین مسائلی ( پستهای گذشته) را به عنوان مدیریت وبلاگ اجازه انتشار دادم اما اخبار کاملاً موثق بود و واقعیاتی بود که در زندان اتفاق و در این 50 روز اتفاق افتاده من و بقیه نویسندگان این وبلاگ به هر حال از تمام بازدید کنندگان عذر خواهی میکنیم به علت نوشتن سخنانی که کمی باععث شرمساری است .
مدیریت وبلاگ
خدمت بازدید کنندگان گرامی سلام عرض میکنم
اگر برای شنیدن آهنگ پخش شده در وبلاگ با مشکل مواجه هستید ،
کافی است در صفحه درخواست USER و PASS
اسم وبلاگ را به عنوان یوزر و عدد 12345 را به عنوان پسورد تایپ کنید و OK کنید
اگر در فیلمی که مربوط به 18.5 میلیارد است توجه کنید 2 نکته میبینید
1- کامیون حامل شمش طلا با اسکورت خودروهای پلیس (ایران و ترکیه)
2-نامه ای که از بانک مرکزی ایران منتشر شده مبنی بر مالکیت 18.5 میلیارد به نام این آقا که توسط وکیل قانونی این شخص نشان داده شده
یک مقام ارشد گروه صنعتی ایران خودرو با رد اخباری مبنی بر تعدیل نیرو در این مجموعه صنعتی ضمن اعلام این مطلب كه 9 برابر سرمایه ثبت شده به بانك ها بدهكاریم گفت: ورشكسته نیستیم و سایتهای داخلیمان سودده هستند.ایسنا خبر داد :جمشید ایمانی قائم مقام مالی ایران خودرو به صراحت لفظ ورشكستگی را از نظر قانون تجارت برای وضعیت فعلی ایران خودرو درست نمیداند و معتقد است كه با راهكارهای اتخاذ شده وضعیت مالی این شركت بهبود خواهد یافت. وی همچنین هرگونه تعدیل نیرو در شركت ایران خودرو را به شدت رد كرده و به صراحت تاكید میكند كه هیچگونه خللی در ادامه كار كاركنان شاغل در شركتهای وابسته ایران خودرو كه قرار است واگذار شوند، پیش نخواهد آمد...
ابته با توجه به اینکه 50% از سهام بانک پارسیان متعلق به ایران خودرو است نگران نباشید ، چون هر اتفاقی ( از جمله ورشکستگی کامل ایران خودرو)بانک مرکزی موظف به پرداخت پولها و سرمایه های مردم است
در حال حاضر بنا بر برخي از آمارها 50 تا 60 درصد بنزين مصرفي در داخل کشور از طريق واردات تامين ميشود. مجلس از احمدينژاد ميخواهد تنها بنزيني که در داخل توليد ميشود را به صورت سهميهبندي شده در اختيار مردم قرار دهد. اين يعني چيزي حدود 70 تا 80 درصد سهميه فعلي به بياني ديگر يعني70تا80 ليتر براي هر خودرو در ماه. اين شيوه بايد در بهار امسال اعمال ميشد که به دليل مقاومت دولت ـ که برخي آن را سياسي ومرتبط با انتخابات ميدانند ـ در بهار و تابستان امسال عملي نشد. ................. احمدينژاد در زمان رياست بر دولت نهم يک بار بدون اطلاع مجلس اقدام به واردات بنزين کرده بود. کاهش سهميه بنزين در پاييز سال جاري با شرايط فعلي جامعه آن هم کاهش 40 تا 50 درصدي در کمتر از 2 ماه آينده ميتواند ناآراميها را تشديد کند و عدم کاهش سهميه يعني بار مضاعف هزينهها براي کشوري که حالا نفتش را به قيمت 65 دلار ميفروشد نه 150 دلار...........................واردات بنزين در اين چهار سال نه تنها کاهش نيافته است، بلکه پس از افزايشي که در اولين سال فعاليت دولت نهم در سال 84 داشته، در سال 87 تازه به جاي اول بازگشته است، در سال 83 يک سال پيش از دولت نهم ارزش مجموع واردات بنزين از کشورهاي «غير همپيمان» و «هم پيمان» 7/2 دلار بوده است. در سال 85 يک سال بعد از فعاليت دولت نهم اين رقم حدود دو برابر يعني به 3/4 ميرسد.