کامپیوتر و موبایل


دیگر از فاحشه ها بدم نمی آید! خواستم از احمد نجفی، حسین رضا زاده و حمید سوریان و نمونه های دیگر گله گی کنم و کار آنها را با روسپی ها یا همان تن فروشان و فاحشه ها مقایسه کنم. ولی ... ولی خوب که فکر کردم دلم برای فاحشه ها در این قیاس نابرابر سوخت. دلم سوخت چون هیچ زنی حاظر نیست بخاطر شهرت، مقام و چاپلوسی تن خود را بفروشد. تن فروشی برای نان است. برای سرپناه و زنده ماندن، کار بدی است ولی زیر سایه استبداد و فقر یک زن تنها، وقتی نتواند کاری بهتر و شایسته یک زن انجام دهد، به ناچار برای گرفتن حق خود از زنده ماندن به این کار تن میدهد. ولی کاری که این اراذل سرتاپا تعفن کردند رفیق فروشی و ملت فروشی است آنهم نه برای زنده ماندن و نه برای نان! چون از انسانیت بویی و نصیبی نبرده اند و همینها هستند که اگر روزی سیاستمدار میشدند، دست هیتلرها را هم از پشت می بستند

داغ شده توسط رامین در سي مهر ۱۳۸۸ ساعت 21:28 | لینک ثابت | یک نظر
صانعی: ضدانقلاب آنقدر باید از شما بترسد كه عكس
 شما را ببیند فرار كند و اگر این جور شد مسلمان
 صددرصد هستید.» (روزنامه جمهوری 11/12/61)
صانعی.jpg
photo1251811678.jpg
داغ شده توسط رامین در سي مهر ۱۳۸۸ ساعت 21:26 | لینک ثابت | نظر دهید

بر پا کنندگان شو های فشن و TV های فشن

 باید بیان از اینها استفاده کنن کاملاً اسلامی

داغ شده توسط رامین در سي مهر ۱۳۸۸ ساعت 21:20 | لینک ثابت | نظر دهید

دوستان و عزیزان بازدید کننده ببینید ما بار ها ایم مطلب رو نوشتیم هم ما نویسنده ها و هم مدیریت وبلاگ :

ببینید بعضی خبر ها یا نوشته ها نظر شخصی نویسنده ها ست ولی 90 % اخباری که ما نویسنده ها مینویسیم این مطالب انتشار نمی یابد مگر با مجوز خود مدیریت وبلاگ

بار ها شده که خود بنده مطالبی رو نوشتم ولی از نظر مدیریت این موضوع مسئله دار بوده یا واقعی نبوده حذف کردن .

و اون مبحثی که آقای مجید امروز در مورد پست رهبری نوشتن این پست چیز مخفی یا غیر واقعی نیست . حالا این وسط افرادی تابع و عبد و عبید رهبریت و ولایت فقیه هستند اون مسئله شخصی هستش که مربوط به خوشون هست و ما هم به این عزیزان توهین نمیکنیم

و از این عزیزان اعم از بیت رهبری - سپاهیان ارجمند - بسیجی های با غیرت - لباس شخصی های وطن پرست و دیگر اقشار لطف کنند و از صحبتهای توهین آمیز جلوگیری کنند .

چون در این صورت ما هم به ناچار مجبوریم از خود دفاع کنیم

 

 

داغ شده توسط یک دوست در سي مهر ۱۳۸۸ ساعت 18:18 | لینک ثابت | نظر دهید


 
بالاخره زمان عرضه نهایی ویندوز 7 که از مدت ها قبل منتظرش بودیم فرا رسیده و این سیستم عامل مایکروسافت طبق قرار از پنجشنبه شب، برای فروش در اختیار کاربران قرار می گیرد. وقت آن رسیده که اگر از نسخه های قدیمی ویندوز یا سایر سیستم عامل ها استفاده می کنید طعم ویندوز 7 را هم بچشید. در این صورت خواندن این مطلب را به شما توصیه می کنم.
 

برای ارتقاء سیستم عامل فعلی و یا نصب ویندوز 7، دانستن نکاتی لازم است که در ادامه مطلب می توانید آن ها را مطالعه نمایید.

داغ شده توسط یک دوست در سي مهر ۱۳۸۸ ساعت 18:10 | لینک ثابت | نظر دهید

رويداد نيوز : به نظر می رسد با وجود صدور احکام سنگین زندان برای فعالین سیاسی ، مبارزات فعالین جنبش سبز ایران علنی و گسترده تر دنبال می گردد.

پس از حضور جوانان جنبش سبز مقابل غرفه روزنامه حامی کودتا و سبز کردن این غرفه، به سایت “موج سبز آزادی” گزراش داد دیروز و امروز جمعی از جوانان اقدام به توزیع اعلامیه های دعوت به 13 آبان در برخی از تقاطع های پر رفت و آمد شهر تهران کردند.

این فعالیت ها که هر روز عیان تر و آشکارتر دنبال می شود، نشان از درماندگی “کودتاچیان” در برابر جنبش سبز دارد. در هفته ها و ماههای گذشته “کودتاچیان” سعی کردند با روشهای مختلفی مانند اعلامیه های تهدید آمیز سپاه قبل از روز قدس، انتشار اخبار دستگیری جوانان در سطح گسترده، تهدیدات مقامات قضایی، صدور حکم اعدام برای برخی متهمان و برخورد فیزیکی با مردم در تجمعات قانونی و مواردی از این دست سعی در ایجاد خفقان و سرکوب جنبش داشتند.

اما تنوع، سادگی و در عین حال گستردگی فعالیتهای جوانان موج سبز که به نوعی در راستای توصیه مهندس موسوی به اینکه “هر کس به هر قسمی که می تواند به راه سبز امید کمک برساند” می باشد، “نیروهای کودتا” را با درماندگی مواجه کرده است. در همین راستا گسترش اعتراضات دانشجویی در سطح دانشگاههای کشور نیز بر مشکلات کودتاچیان افزوده است.

5466208_581x822

داغ شده توسط رامین در سي مهر ۱۳۸۸ ساعت 9:8 | لینک ثابت | نظر دهید

زندگي را نخواهيم فهميد اگر از همه گل هاي سرخ دنيا متنفر باشيم فقط چون در كودكي وقتي

 خواستيم گل سرخي بچينيم خاري دستمان فرو رفته است؟

زندگي را نخواهيم فهميد اگر  ديگر ارزو كردن و رويا ديدن را از ياد ببريم و جرات زندگي بهتر داشتن

 را لب تاقچه به فراموشي بسپاريم فقط به اين خاطر كه در گذشته يك يا چند تا ارزويمان اجابت نشدند.

زندگي را نخواهيم فهميد اگرعزيزي را براي هميشه ترك كنيم فقط به اين خاطر كه در يك لحظه خطايي

 از او سر زد و حركت اشتباهي انجام داده.

 زندگي را نخواهيم فهميد اگر ديگر درس و مشق را رها كنيم و به سراغ كتاب نرويم فقط چون در يك ازمون نمره

خوبي به دست نياورديم و نتوانستيم يك سال قبول شويم.

زندگي را نخواهيم فهميد اگر دست از تلاش ئ كوشش برداريم فقط به اين دليل كه يك بار در زندگي سماجت و

پيگيري ما بي نتيجه مانده.

زندگي را نخواهيم فهميد اگر همه دست هايي راكه براي دوستي به سمت ما دراز مي شوند پس بزنيم فقط به اين دليل

كه يك روز يك دوست غافل به ما خيانت كرد و از اعتماد ما سوء استفاده كرد.

زندگي را نخواهيم فهميد اگر فقط چون يكبار در عشق شكست خوريد  ديگر جرات عاشق شدن را از دست بهيد

و از دل بستن بهراسيد.

زندگي را نخواهيم فهميد اگر همه شانس ها و فرصت هاي طلايي همين الان را ناديده بگيريم فقط به اين خاطر كه

دريك يا چند تا از فزصت ها موفق نبوديم.

فراموش نكنيم كه بسياري اوقات در زندگي  وقتي به در بسته اي مي رسيم  و 100 كليد  در دستمان است

هرگز نبايد انتظار داشته باشيم كه كليد در بسته همان كليد اول است.شايد مجبور باشيم كه صبر كنيم و همه كليد

ها را امتحان كنيم تا يكي از انها در را باز كند.

يادمان باشد كه زندگي را نخواهيم فهميد اگر كليد صدم را امتحان نكنيم فقط به اين خاطر كه نودو نه كليد قبلي

جواب ندادن .

از روي همين زمين خوردن ها و دوباره بلند شدن ها ست كه معناي زندگي فهميده مي شود و مابا توانايي ها و

قدرت هاي درون خود بيشتر اشنا مي شويم.

زندگي را نخواهيم فهميد اگر از ترس زمين خوردن هرگز قدم در جاده نگذاريم.

چنان زندگي كنيم كه باخت هم حريف مان نشود......

تمام لحظه هاي زندگي زيباست فقط به اين دليل كه عده اي ان را نبيند زيباي هاي ان را منكر نشويم

موفقيت

داغ شده توسط در سي مهر ۱۳۸۸ ساعت 8:21 | لینک ثابت | نظر دهید


(نوشتاری بدون یک کلمه عربی)-روزی دیگر در راه است، آفتابی دیگر از خاور با کنجکاوی بر روی فلات ایران زمین سرک خواهد کشید تا ببیند مردمی را که با آنها بیش از همه آشناست. مردمی که روزگاران بیشتری فرهنگشان را به تماشا نشسته است. فرهنگی که نه اسکندر و نه چنگیز نتوانسته در برابر زیباییش بایستند. مردمی که بار ها شانه هایشان زیر چکمه ستمگران تاریخ به درد آمده است، ولی کمر استوار کرده اند؛ مردمی که ایستاده میمیرند. زمین دل نگران است، زمینی که سوخته اما نفس می کشد در طپش رویش جوانه های سبزی که راستند. راستی که خود را به باور همگان رسانده ولی نهانش کرده اند و در پستوی دروغ به زنجیر کشیده اند. این مردم چه می خواهند؟ مردمی که در کلاس ادب سعدی نشسته اند و راز راستی را در اشعار مولانا و حافظ می جویند. مردمی که با سهراب و فروغ دل می بازند و درد دلشان را با شاملو و اخوان بازگو می کنند. چه می خواهند بجز اینکه راستی و درستی بار دیگر این زمین سوخته را در دامنه پرتو های آفتابی زندگی آفرین فرا گیرد. 13 آبان بار دیگر، زمین زیر گامهای استوار مردم سبز ایران ، خواهد لرزید. اینبار مردم خواهند نشست و نشسته خواهند ایستاد. و سکوت بلندترین فریاد ها خواهد بود تا گوش هایی که نمی خواهند بشنوند را کر کند و چرت سنگین آنهایی که خود را بخواب زده اند را پاره کند. پیاده رو های سبز ما مکانی برای راه رفتن نخواهد داشت. مردمی که در خیابانهای همیشه شلوغ خواهند نشست و می مانند تا جای خالی دوستان پرکشیده را چون همیشه سبز نگاه دارند و یا ایستاده بمیرند. هزاران آفرین بر ایران سبز پاک در راه سبز امید

داغ شده توسط در سي مهر ۱۳۸۸ ساعت 8:16 | لینک ثابت | نظر دهید


مهدی کروبی، نامزد معترض انتخابات ریاست‌ جمهوری در دیدار با نمایندگان کانون مدافعان حقوق بشر و شورای ملی صلح، ضمن تاکید بر مطالبات جنبش سبز، اعلام داشت خود را برای همه چیز آماده کرده است. نمايندگان کانون مدافعان حقوق بشر و شورای ملی صلح، عصر دوشنبه به دیدار مهدی کروبی رفتند و حمايت خود را از تلاش‌های مهدی وی برای آنچه «احقاق حقوق ملت» خواندند، اعلام کردند. آنها همچنين با ارزيابی نقش و تأثير اقدام‌های کروبی در حوادث اخير ايران از منظر «صلح»، بر ادامه اين تلاش‌های آگاهی‌بخش برای ممانعت از وقوع حوادث ناگوار تر در جامعه تأکيد کردند. نمايندگان اين دو نهاد مدنی در ديدار با مهدی کروبی، دبیر کل حزب اعتماد ملی، با حساس ارزيابی کردن شرايط کشور از آنچه «تلاش برخی برای نظامی کردن فضای جامعه»، « نقض قانون اساسی» و «تشديد بحران اقتصادی» ناميدند، ابراز نگرانی کردند. نمايندگان کانون مدافعان حقوق بشر و شورای ملی صلح همچنين «احتمال امتيازدهی در خارج و تشديد فشارها در داخل» از سوی دولت را به عنوان يکی از نگرانی‌های بزرگ خود توصيف کردند

داغ شده توسط در سي مهر ۱۳۸۸ ساعت 8:16 | لینک ثابت | نظر دهید


هرچه بیشتر به خیابانها میرویم ، هرچه بیشتر از جنبش قدرتمند دانشگاههای ایران میشنویم ، هرچه بیشتر گسترش جنبش را از تهران به سایر شهرها شاهد هستیم بیشتر معتقد میشویم که دیگر تمام شد . دیگر اینها نمیتوانند مردم را سرکوب کنند . آب از سرشان گذشته ، دست و پایی میزنند و چند ماهی بیشتر دوام می آورند ولی مانند انقلاب سال 57 دیگر برای اینها کار از کار گذشته و به راه بی بازگشتی پا گذاشته اند که سرانجامش انهدام و سقوط نهایی است . همانطور که در شب انتخابات و تقلب بزرگ نوشتیم ، اینها اشتباه بزرگی کردند و آن این بود که روحیه مسلط بر جامعه ایران را و شرایط حاکم بر آن را درک نکردند: 1. بیش از 50 % جمعیت کشور زیر سی سال است . تازه نفس و پر هیاهو و خواستار آزادی و دموکراسی و تجربه برگرفته از اشتباهات پدران و مادران در سال 57. این نسل به قول مارکس چیزی به غیر از زنجیرهایش برای از دست دادن در جریان این خیزش مردمی ندارد . این نسل مانند نسل پدرانش نیست که با گذشت از انقلاب و سرکوبهای خونین دهه شصت و هشت سال جنگ و کمبود و بحران اقتصادی له شد و از بین رفت بلکه تازه نفس و پرقدرت و با نشاط است و آماده است که تاریخ خود را رقم زند . 2. شکاف در حاکمیت جدیتر و عظیمتر از آن است که به اینها اجازه سرکوب مردمی را بدهد بر خلاف سال 78 که یکدست بودند و راحت توانستند جنبش دانشجویی را سرکوب کنند . اینها بر اثر این شکاف عاجز و درمانده و فلج شده اند . بسیاری از بالاترین علمای حوزه اکنون در جبهه مردم جا گرفته اند و بخش بزرگی از سپاه و نیروهای سرکوب هم دیگر گوش به فرمان نیستند وگرنه مطمئن باشید این آقایان مدتها پیش جنبش را به خون کشیده بودند . شکاف رهبری هم که دیگر اظهر من الشمس است. 3 . روحیه مردم عوض شده است . دیگر حتی پایینترین و بی اطلاعترین اقشار اجتماع که همیشه هدف پروپاگاند این رژیم بودند و زیر علم آن سینه میزدند متوجه شده اند رژیم تاچه حد دچار فساد و بی برنامگی است و چگونه کشور را بر باد داده است . 4. بر خلاف دهه شصت که قشر عظیمی از ملت و نیروهای رژیم واقعا به آن اعتقاد داشتند و از جان مایه میگذاشتند دیگر در صفوف نیروهای طرفدار رژیم کسی جز یک مشت مزدور جیره خوار باقی نمانده است و اینها آدمهایی نیستند که بخواهند یا بتوانند یک جنبش عظیم مردمی را سرکوب کنند . اینها خیلی سریع از هم میپاشند . به دلایل فوق آینده ایران و جنبش سبز دموکراسی و آزادی بسیار روشن است و فقط باید پایدار بود و مبارزه را ادامه داد که سقوط این دولت ظلم و زور و جهل و تزویر حتمی است

داغ شده توسط در سي مهر ۱۳۸۸ ساعت 8:14 | لینک ثابت | نظر دهید

روزنامه ابرار در سرمقاله امروز خود با اشاره به تیتر: "صفارهرندى: موسوى را براى جبران فضاحت‌هایش یارى کنید!" نوشت:

این تیتر و عنوان سخنرانى! حسین صفار هرندى است که در دانشگاه تهران و در محیطى که آماده پذیرش و شنیدن سخنان او نبودند و اکثریت دانشجویان با حالت اعتراض حضور او را برنمى تافتند ظاهرا تعداد اندکى از جمع حاضر که شاید دانشجو بودند و آن هم به لحاظ مسئولیت فرزند صفار هرندى به عنوان مسئول بسیج دانشجویى و اقدامات و هماهنگى و جمع آورى این عده صورت گرفته بود علیرغم اعتراضات شدید دانشجویان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامى سابق تمامى اقدامات موثر و شخصیتهاى ممتاز و خدمتگزار نظام مقدس جمهورى اسلامى که مورد تایید امام راحل و مقام رهبرى بودند را به باد تهمت و ناسزا گرفته بود .

منجمله هاشمى رفسنجانى ، سید محمد خاتمى و مهندس میر حسین موسوى این وزیر دولت نهم به جاى اینکه پاسخگوى عملکرد بسیار ضعیف و منفى اش در دوران ۴ ساله اى که فرهنگ جامعه را آنچنان به قهقرا برد که در هر حوزه از آن مى توان کتاب ها و مقالات مختلفى را مستندا منتشر کرد که چگونه در وزارتخانه اى که اهمیت ویژه آن به ازاى قلمرواش که مطبوعات، کتاب ،هنر از تمام ابعاد آن منجمله موسیقى تئاتر ،سینما،کتابت و خوشنویسى ونیز حمایت هاى تکلیفى که حسب قانون و مصوبه مجلس شوراى اسلامى باید در چارچوب معین و مشخصى با ضوابط خاص توزیع مى شد صرفا بر اساس سلیقه ونظر شخصى وزیر ومعاونین او نه تنها در حوزه هاى تخصصى توزیع نشد صرف موارد دیگرى شد که بیشتر به آنچه که اکنون نام بردن از آن ممکن است به درازا کشیده شود و امیال و اهداف سیاسى ورفاقتى و جناحى را تعقیب مى کرد ، این ناتوانى که از بدو انتصاب صفار هرندى به لحاظ نداشتن حداقل سوابق اجرایى قابل پیش بینى بود چرا که جز نگاه از دور به دستگاه هاى اجرایى و تحریر یادداشت هایى در نقد غیرکارشناسى اطلاعات دیگرى نداشت کار فرهنگ کشور را تا آنجا به قهقرا برد که چند بار رهبر معظم انقلاب به صراحت دغدغه هاى خودشان را در این زمینه که نه تنها کارى نشد بلکه در جهت عکس اقداماتى صورت گرفته اظهار داشتند این دغدغه و دلواپسى تا آنجا پیش رفت که محمود احمدى نژاد نیز چه دراعلام برنامه هاى انتخاباتى ریاست جمهورى و در مناظره و چه بعد از آن به صراحت اعلام کرد که از عملکرد وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامى و ناتوانى او در اداره این وزارتخانه مهم و حیاتى ناراضى است.

 
و چنین شد که کاسه صبر رییس جمهور چنان لبریز شد که فقط چند روز مانده به پایان دولت نهم، صفار هرندى را عزل کرد! اکنون او به جایگاه قبلى خود در یک نهاد نظامى بازگشته و ظاهرا تصدى و ریاست چهار ساله او بر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى چنان به ذائقه و مذاقش خوش آمده که به هر قیمتى ولو به تخریب چهره هایى که ذکر شد و علیرغم تذکرات مقام رهبرى مبنى بر پرهیز از زدن اتهام و فرافکنى به خود اجازه مى دهد که مى گوید: موسوى را براى جبران فضاحت هایش یارى کنید!
 
آیا هاشمى رفسنجانى و موسوى که از ارکان و خدمتگزاران صدیق ۳۰ ساله نظام مقدس جمهورى اسلامى و از یاران امام راحل بودند کارشان به جایى رسیده که صفار هرندى به آنان هتاکى کند؟ سوال من این است که از صفار هرندى سوال کنم: شما را چه کسى براى فضاحت هایى که در فرهنگ کشور به بار آوردید باید یارى کند و آیا کسى و یا ارگانى وجود ندارد که شما را در خصوص عملکرد منفى تان و آنچه که تبعیض آشکار در توزیع حقوق حقه نهادهاى فرهنگى که با شخص شما نبودند و تخفیف فرهنگ غنى و برخاسته از اسلام ناب محمدى (ص) مورد سوال و استیضاح قرار دهد؟

داغ شده توسط در سي مهر ۱۳۸۸ ساعت 8:13 | لینک ثابت | نظر دهید


آقاي رهبر! شایعه مرگ تو ـ تنها شایعه!

آنگونه که رسانه‌های همیشه دروغ پرداز

جیره خوار حکومت تو ادعا می‌کنند ـ

باعث شده همه‌ی دنیا به طرب آید

و پیشانیهای شکر بر درگه خداوندی

بزمین مالیده شود و دستان دعا اشکان شادی

 مظلومان را ره آسمان نشان دهند

به راستی به این موضوع فکر کرده ای ؟!

داغ شده توسط در سي مهر ۱۳۸۸ ساعت 8:12 | لینک ثابت | نظر دهید