کامپیوتر و موبایل

سایت خبری رخداد:  احمدی نژاد با بیان اینکه “بزرگترین رسانه های عمومی جهان با ما مصاحبه کردند” گفت: ما اکنون نسبت به چهار سال گذشته از موضع بالاتری در نظر افکار عمومی قرار گرفته ایم.

محمود احمدی نژاد پس از بازگشت از مجمع عمومی سالیانه سازمان ملل متحد در فرودگاه مهرآباد در جمع خبرنگاران در پاسخ به سئوالی در خصوص چگونگی این سفر اظهار داشت: «مجموعه برنامه هایی که پیش بینی شده بود دو هدف معین را دنبال می کرد، در این سفر سه اتفاق مهم روی داد که دو برنامه را ما دنبال می کردیم و یک برنامه هم از سوی دولت اوباما اتفاق افتاد.»

وی افزود: «به مدت 4 سال بود که ما بطور مشخص در مجمع عمومی اعلام می کردیم که شرایط موجود جهان امکان ادامه ندارد و چالش های بزرگی پیش رو است، این شیوه مدیریت جهان غلط است و حتما باید تغییری در نگاه و ساختارهای شورای امنیت و سازمان ملل ایجاد شود . چرا که این ساختار از بی عدالتی فریاد می زند.»

وی ادامه داد: «در این نشست همه سخنرانان و روسای دولت ها این موضوع را مورد تایید قرار دادند و در تمام سخنرانی ها اعتراض به وضع موجود در سازمان ملل مشهود بود.»

رئیس جمهور همچنین گفت: «این موضوع برای دنیا جا افتاده است که وضع امروز جهان ناعادلانه و به ضرر بشریت و فاقد مبانی انسانی است و باید حتما تغییر کند. لذا در تمامی سخنرانی ها تاکید جدی بر عدالت به وضوح خود را نشان می داد.»

احمدی نژاد تصریح کرد: «حتی آنهایی که پایه گذار بی عدالتی هستند یک فصل از سخنرانی خود را به عدالت اختصاص دادند لذا ذهنیت مشترکی درمدیران جهان مبنی بر ضرورت تغییرات اساسی و اجرای عدالت در جهان بوجودآمده است که می توان او را یک اتفاق مهم ارزیابی کرد که شاید در گذشته در خصوص نابسامان بودن اوضاع جهان وایجاد تغییرات اساسی کمتر واکنشی مشاهده شده باشد.»

وی اضافه کرد: «ما پیش بینی می کردیم که تقریبا همه به این نقطه نظر مشترک رسیده باشند اما شاید تعریف مبانی و ابعاد تغییر در مسیر درستی اتفاق نیفتد و یا پس از چند سال ببینیم که مردم از چاله درآمده و به چاه افتاده اند. به این ترتیب هدف و نقطه پایانی بدتر از وضعیت فعلی باشد. بنابراین سعی کردیم مبانی ، فلسفه و روش های تغییر را در مجمع عمومی و در دیدار با سران کشورها و همچنین رسانه ها مطرح کنیم.»

رئیس جمهور همچنین گفت: «مجموعه هیئت و نمایندگان مجلس که در این سفر حضور داشتند با دانشجویان، استادان و صاحب نظران بخش های گوناگون این خط را دنبال کردند.»

وی در ادامه توضیح داد: «نکته دومی که برای شکستن هیئت ما طراحی شده بود، تبلیغات ناصحیح و ناجوانمردانه علیه ملت ایران بود که با بررسی رسانه ها و جهت گیری های برخی قدرت های سلطه گر انجام می شود و دریافت ما این بود که می خواهند فضای نامطلوبی را علیه ملت ایران شکل دهند و بگویند بعد از انتخابات کم نظیر و باشکوه 22 خرداد، ایران وارد دوران بی ثباتی شده و از موضع فعال در پیگیری اهداف انقلابی و انسانی دست برداشته اند.»

احمدی نژاد افزود: «آنان سعی می کردند این موضوع را بیش از گذشته به ما القا کنند و به هزار زبان این موضوع را بیان می کردند. چرا که آنان از یک سو می خواستند تظاهرات و هجوم رسانه ای راه بیاندازند و از سوی دیگر موضوع هسته ای ایران در قم را که از مدت ها قبل به اطلاع آژانس رسیده بود، به عنوان تیر خلاص بزنند و هدایت کنند که این موضوع هم با هوشمندی هدایت شد.»

رئیس جمهور خاطرنشان کرد: البته با مدیریت خوب هیئت و نمایندگان مجلس این توطئه خنثی شد و ما نسبت به 4 سال قبل از موضع بالاتری در نظر افکار عمومی قرار گرفتیم. به گونه ای که بزرگترین رسانه های عمومی جهان با ما مصاحبه کردند و هیچ رسانه ای باقی نماند.

وی افزود: موضوع جالب این بود که سئوالات رسانه های آمریکایی همه یکسان و معلوم بود که همه از یک نقطه هدایت می شوند اما با برنامه ریزی پاسخ های دقیقی به آنان داده شد.

احمدی نژاد همچنین گفت: در موضوع انتخابات آنان باید بدانند که شرایط داخلی کشور ما اکنون متحد و منسجم است و به مراتب ملت ما هوشمند تر ، آگاهتر و متحد از سالهای قبل هستند، به نحوی که برای ایجاد تحولات اساسی مصمم تر شده اند.

رئیس جمهور در ادامه سخنانش تصریح کرد: طراحی تبلیغاتی برای فعالیت های هسته ای ایران در قم صورت گرفته بود و آنان سر و صدای زیادی در این خصوص راه انداختند ولی این موضوع آنچنان خنثی شد که مااحساس می کنیم آنان اکنون از این اقدام خود پشیمان هستند و این امر به یک ضربه قاطع علیه همه سیاست های استکباری تبدیل شد.

وی گفت : این سفر تا حد ممکن با هدایت الهی و امام عصر (عج) به خوبی انجام شد.

احمدی نژاد خاطرنشان کرد: اتفاق دیگری که حاصل ایستادگی ملت ایران است مواضع آقای اوباما است ، چرا که وی در نطق خود در سازمان ملل دو موضوع مشخص را اعلام کرد، موضوع اول اینکه وی به اشتباهات گذشته دولت های قبلی آمریکا اعتراف کرد.

وی ادامه داد: انتقادی که ملت ایران در طی 30 سال نسبت به عملکرد آمریکاداشت اوباما همه آنها را با ادبیات خود بیان کرد که این موضوع یک اتفاق تاریخی است.

رئیس جمهوراضافه کرد: ما می گفتیم که آمریکا قانون را رعایت نمی کند و دنبال بسط سلطه و استکبار است و می خواهد سلیقه خود را به ملت ها تحمیل کند که البته آقای اوباما به همه این مسائل اعتراف کرد.

احمدی نژاد موضوع دومی که در سخنرانی اوباما مطرح شد را تعهدات بسیار سنگین او ارزیابی کرد و گفت: وی متعهد شد این رفتارها تکرار نشود و به ملت ها احترام بگذارد و سلیقه خود را به دیگران تحمیل نکند. لذا این موضوع را می توان یک پیروزی برای ملت ها دانست چرا که ضرورتی برای ایجاد تغییر بود.

رئیس جمهور همچنین گفت: البته اختلاف نظر در آمریکا بسیار زیاد است و قدرت هایی که سلطه طلبان متصل هستند ، با هر حرکتی که به نفع عدالت باشد مخالف هستند و ما نمی دانیم به چه میزان اوباما برای اجرای تغییرات مصمم است.

وی افزود: سخنان اوباما در بالاترین مرجع جهان ثبت شده و اوباما به این مسائل به صراحت اعتراف کرد.

احمدی نژاد اظهار امیدواری کرد اوباما بتواند اصلاحاتی را ایجاد کند.

رئیس جمهور تصریح کرد: اما شرط ایجاد این اصلاح آن است که آنان صادق باشند و اراده لازم را برای این کار مهیا کرده باشند و آن را دنبال کنند.

وی گفت: اگر قرار باشد ادبیات بوش دنبال شود دولتمردان آمریکا نیز عمری کوتاه تر از بوش و سرنوشتی به مراتب بدتر از او در انتظارشان خواهد بود چرا که دنیا دیگر نمی پذیرد که عده ای بخواهند سیاست های سلطه طلبانه را در لباس های جدید ارائه کنند و امروز ملت ها خودباوری، عدالت و ایمان به خدا را می پسندند.

احمدی نژاد خاطرنشان کرد: کسانی در گذشته فضا را برای انتقاد از دولت آمریکا مناسب نمی دیدند اما امروز مشاهده کردیم که بسیاری از دولت ها انتقادات خود را بیان کردند، لذا بازگشت به گذشته محال است و اگر کسی بخواهد وجهه دولت آمریکا را احیا کند بهترین کمک این است که به مبانی انسانی بازگردد و ادعای رهبری جهان را نداشته باشد و از قوانین بین المللی نیز تبعیت کند.

رئیس جمهور همچنین گفت: هیئت ایرانی با چند گروه آمریکایی و ایرانی ملاقات داشتند و در آنجا بحث های مختلفی مبادله شد البته حجم بیشتر کار بنده بر روی مصاحبه با رسانه های مختلف متمرکز بود.

وی تصریح کرد: به فضل الهی در مجموع سفر خوب بود و امیدواریم خداوند عنایت کند که به سمت کمال حرکت کنیم و وضع بنیادین جهان روشنتر و بهتر ادامه یابد و شاهد اصلاح حقیقی وضع جهان باشیم.

داغ شده توسط در هفتم مهر ۱۳۸۸ ساعت 20:53 | لینک ثابت | نظر دهید

ما تحقیق کردیم و دیدیم ونزوئلا هم یک ندا آقا سلطان داشته”.ما هم تحقیق کردیم و رد پای این واقعه را در یک سند طبقه بندی شده سرّی دروزارت اطلاعات ونزوئلا پیدا کردیم که بدینوسیله آن را به سمع و نظرجهانیان می رسانیم،تا بدانند و آگاه باشند که ما برای هر چیزی سند داریم: روزی،روزگاری،یک دختر ونزوئلایی… روزی بود،روزگاری بود.شهری بود،شهریاری بود.در زمانهای قدیم ،در یک شهری یک برادر هوگو چاوزی زندگی می کرد که یک روز همه ،چشم باز کردن دیدن ای دل غافل!با 150 در صد کلیۀ آرا،شده رییس جمهور مادام العمر،تا خیال مردم تخت بشود و هی مجبور نباشند چند سال به چند سال بایستندتوی صف و بیایند پای صندوق و آرتوروز بگیرند و کاغذ حروم کنند و صندوق حروم کنند که آیا حالا صندوقش از انبار کتابخانه مرکزی دانشگاه کاراکاس سردربیاورد یا نه.خلاصه… خانم یا آقایی که شوما باشید،یه خاله آمارنتا بوئندیایی بود که توی کاراکاس زندگی می کرد و وقتی دید اینجوری شده،چادر پوست پیازیشو سرش کرد(اهالی کشورمذکور،از زمانی که رفیق چاوز به زیارت مشرف شده و متحول شده بود،آنها هم بر طبق قاعدۀ:”الناس علی دین ملوکهم”دچار تحول درونی و ظاهری شده بودند- م)،جونم واستون بگه چارقشو پاش کرد و راه افتاد توی خیابون بلکه بره رایشو پس بگیره بذاره روی طاقچه برای روز مبادا. تا خاله آمارنتا پاشو گذاشت توی خیابون دید چشمتون روز بد نبینه.همینجور خس و خاشاکه که عینهو مور و ملخ ریخته توی خیابون و چشم چشمو نمی بینه. اومد نفس بکشه،دید تا ناکجاآبادش می سوزه.انگاری خس و خاشاکها یه عالمه گاز فلفل ریخته اند توی هوا…خلاصه،خاله آمارانتا به روی خودش نیاورد و گفت در مملکت ما،آزادی چیزی نزدیک به مطلق است(خالۀ مذکور نسبیت گرا بود و اعتقاد داشت نباید مطلق دید و کتره ای حرف زد-م) خلاصه،جونم واستون بگه هنوز خاله آمارانتا چند قدم بیشتر نرفته بود که رسید به یک قلتشنی که یک هیکلی داشت این هوا و لم داده بود روی موتور هوندا و یه چوبی دستش بود به این درازی.قلتشن گفت:”خاله قزی کفش قرمزی شوما غلط کردی اومدی توی خیابون کوجا میری پدرتو درمی یارم…”خاله آمارانتا گفت:”خاله قزی و درد پدرم،من اومدم رایمو پس بگیرم.”هنوز این کلمه از توی دهنش نیومده بود که دید قلتشن داره چوب رو دور سرش می چرخونه و میاد به طرفش.خاله آمارانتا دوید و دوید تا به یه کوچه رسید و پرید توی کوچه.ولی دید ای دل غافل!همینجور آدم بدهیبته که با لباسای عجیب و غریب و گرزو یال و کوپال دارن میان طرفش.یکیشون گفت:”خاله قزی…کفش قرمزی ..” […].(عبارت داخل گیومه در فرهنگ لغات ونزوئلایی چاپ پاساژ حاج نایب یافت نشد،احتمالا اشتباه چاپی است – م)خاله آمارانتا خواست افه بیاد و بگه :”خاله قزی و درد پدرم و…”ولی دید عجالتاًجای این حرفها نیست.این بود که فلنگ را بست وفرار کرد و رفت توی خیابان.ولی چشمتون روز بد نبینه.دید یه عالمه خس و خاشاک افتادن توی خیابون این طرف و اون طرف زیر دست و پا و همینطوری دارن اغتشاش می کنن و یک سری نره غول با لباسهای پلنگی و با چماق و طلق و چوب دارن همینطور از یمین و یسار و بالا و پایین خوشبختانه از حقوق ملت ونزوئلا و برادر ارزشی مشهدی چاوز دفاع می کنن و خار و خاشاک ها را جمع می کنن.خاله آمارانتا دستش آمد که رایش را اینطوری نمی تواند پس بگیرد وآن را حتماًدزدیده اند و شایسته است از طریق مجاری قانونی مساله را پی گیری نماید،ارواح باباش…این بود که راهش را کج کرد برود خانه اش که توی همین حیص و بیص یک فرد ناشناس مشکوک وابسته به اینگیلیسیهای نفوذی وابسته به کلیۀ کاندیداهای دیگر یک تیر مشکوکی را با یک حرکت مشکوکی از محل مشکوکی به طرفش فرستاد و خودش هم دود شد و رفت هوا و دیگرهیچ خبری از او نشد و همه خبرها بدین وسیله تکذیب می شود و شما که حرف می زنی باید در برابر ملت توبه کنی…این مساله گذشت و گذشت تا بعد از سالها،توسط یکی از سلاطین چین و ماچین کشف و افشا شد …بالا رفتیم ماست بود،پایین بودیم دوغ بود،مدارکش هم موجود است…

داغ شده توسط رامین در هفتم مهر ۱۳۸۸ ساعت 20:45 | لینک ثابت | نظر دهید


براساس گزارش هفته‌نامه آلمانی "دی‌تسایت" کمیسیونی با مشارکت وابستگان حکومت سرگرم تدوین طرحی برای برون رفت از بحران سیاسی ایران است. "دی تسایت" می‌نویسد که ممکن است در آینده نزدیک قالی‌باف جای احمدی‌نژاد را بگیرد. "دی‌تسایت" عنوان "سبزی که رنگ نمی‌بازد" را برای گزارش یک صفحه‌ای خود برگزیده است. این هفته‌نامه پس از طرح این پرسش که «اپوزیسیون ایرانی چگونه خود را سازماندهی می‌کند و به نبرد ادامه می‌دهد»، می‌نویسد: « در ایران، این امید وجود دارد که ادامه اعتراضات و شکاف در حاکمیت، سبب کناره‌گیری احمدی‌نژاد شود. اما در این صورت، موسوی که ترجیح می‌دهد افکار عمومی را برای اصلاحات بنیادی در رژیم آماده کند، مایل نیست به جای او بنشیند، بلکه برای دوران انتقالی باید محمدباقر قالی‌باف جایگزین احمدی‌نژاد شود.» کمیسیونی برای اصلاح حکومت در بخش دیگری از گزارش دی‌‌تسایت آمده است: «در تهران گفته می‌شود که گروهی از متخصصان، بررسی مقدمات تشکیل یک دولت جدید را آغاز کرده‌اند. در این کمیسیون ظاهرا وابستگان به تشکیلات اداری فعلی حضور دارند و برخی از ایرانیان مقیم خارج از کشور نیز، در جریان تلاش‌های کمیسیون هستند.» هفته‌نامه "دی‌تسایت" در فرازی دیگر از گزارش خود ادعا می‌کند که در تهران گفته می‌شود که یک گروه پنج تا هشت نفره از روحانیونی که مستقیما به وسیله مردم انتخاب می‌شوند، برای دورانی مشخص جای آیت‌الله خامنه‌ای را خواهند گرفت. این روحانیون باید نماینده کثرت‌گرائی مذهبی در ایران باشند، (یعنی منتخبان اقلیت‌های مذهبی نیز در میان آنان حضور داشته باشند

داغ شده توسط در چهارم مهر ۱۳۸۸ ساعت 8:58 | لینک ثابت | نظر دهید


زن عشق مي كارد و كينه درو مي كند... ديه اش نصف ديه توست و مجازات زنايش با تو برابر... مي تواند تنها يك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستي .... براي ازدواجش ــ در هر سني ـ اجازه ولي لازم است و تو هر زماني بخواهي به لطف قانونگذار ميتواني ازدواج كني ... در محبسي به نام بكارت زنداني است و تو ... او كتك مي خورد و تو محاكمه نمي شوي ... او مي زايد و تو براي فرزندش نام انتخاب مي كني...او درد مي كشد و تو نگراني كه كودك دختر نباشد ... او بي خوابي مي كشد و تو خواب حوريان بهشتي را مي بيني ... او مادر مي شود و همه جا مي پرسند نام پدر

داغ شده توسط در چهارم مهر ۱۳۸۸ ساعت 8:56 | لینک ثابت | نظر دهید


سایت «تغییر»، پایگاه اطلاع‌رسانی حزب اعتماد ملی،

 در گزارش ویژه‌ای، درباره‌ی سرنوشت پرونده‌ی تجاوز

 در بازداشتگاه‌های غیرقانونی یادآور شده که

 به جای مجرمان، شاکیان محاکمه می‌شوند.

به گزارش تغییر، در میان شاهدان آقای کروبی،

 نه تنها دختران و پسران جوان، که زن جوان متاهلی

 نیز وجود دارد که توسط ماموران مورد آزار و اذیت جنسی

و تجاوز قرار گرفته است. طبق این گزارش،

 هنوز بسیاری اسناد متقن دیگر نزد مهدی کروبی است

 که در صورت لزوم منتشر خواهد شد

داغ شده توسط در چهارم مهر ۱۳۸۸ ساعت 8:54 | لینک ثابت | نظر دهید


هتل کنتینانتال یکی از هتل‌های بزرگ و شیک نیویورک است که این روزها مقامات و دیپلماتهای زیادی را از کشورهای مختلف در خود جا داده است. در یکی از طبقات این هتل هفتاد هشتاد سوئیت را اختصاص داده‌اند به هیئت جمهوری اسلامی. با هم برویم ببینیم آنجا چه خبر است: اتاق محمود: محمود با زیر شلواری راه راه و یک زیرپوش آستین حلقه‌ای نشسته‌است و دارد تلفنی با مقام عظما در تهران صحبت میکند و آخرین خبرهای موفقیت آمیز خود و هیئت همراه را به وی گزارش میدهد: -... آقا نمیدونید چه صحنه جالبی بود. واقعا یک معجزه‌ای رخ داد. از لحظه‌ای که من رفتم پشت تریبون و همینکه بسم الله را گفتم و دعای فرج را شروع کردم یک باره تمام کافرین و ملحدینی که از کشورهای دیگر آمده بودند تبدیل شدند به صندلی!... باور کن راست میگم. همه‌شان تبدیل شدند به چوب و آهن و پلاستیک! تا آخر صحبت‌های ما همینطور بصورت صندلی باقی ماندند و جیک هم نزدند. - احسنت احسنت. طیب‌الله انفاسکم! - بعد از آنجا آمدیم بیرون. رفتیم دست به آب. البته از قبل فکر همه چیز را کرده بودیم. یک ماژیک کلفت توی جیبم قایم کرده بودم. آنرا درآوردم و روی دیوار دست به آب سازمان ملل با خط درشت نوشتم: مرگ بر اآمریکا! ای ملت آمریکا علیه استکبار جهانی و سرنگونی دولت غیرقانونی اوباما قیام کنید! بعد کارمان را توی انجا کردیم و فلاش را هم نزدیم تا اعتراض خودمان را به امریکای جهانخوار اعلام کرده باشیم. البته جای شما خالی! - احسنت.احسنت. طیب‌الله انفاسکم! - بعد آمدیم توی هتل. توی راه دیدم اوه چه جمعیتی! تا چشم کار میکرد جمعیت سبزپوش توی خیابان‌ها جمع بودند و شعار میدادند. من خیلی تعجب کردم اینها را چطوری از تهران به اینجا آورده بودند. هنوز هم جلوی هتل هستند و دارند شعار میدهند «آشغال بیا بیرون». - احسنت. احسنت. طیب‌الله انفاسکم! - اما توی هتل هم ما بیکار نبودیم. چندین جلسه داشتیم با مستخدم‌ها و نظافتچی‌های هتل. البته بصورت تک تک. یعنی هروقت موقعیتی پیدا میکردیم با آنها وارد رایزنی می‌شدیم. آخه اینها با همه آدمهای کله گنده کشورهای دنیا ارتباط دارند. توی اتاق‌های آنها رفت و آمد دارند. برای آنها حوله و صابون و ملافه و دم‌پایی می‌برند. خلاصه اینها واسطه‌های خوبی هستند برای روابط بین الملل. دیروز یکی از آنها را به بهانه‌ای کشاندم توی اتاق خودم و یک بسته اسکناس صدلاری گذاشتم کف دستش و ازش خواستم برود اتاق مقامات دیگر کشورها و اخبار روابط غیراخلاقی سران آن کشورها را برایمان بیاورد. ما باید بفهمیم توی داخل اتاق آنها چه میگذرد. ما این اطلاعات را لازم داریم تا زمانی که مدیریت جهان را بدست گرفتیم بدانیم چه کسانی مشکل اخلاقی دارند و چه کسانی ندارند. آنهایی را که روابط غیراخلاقی با خانم‌ها داشته‌اند را از پست ریاست جمهوری و نخست وزیری آن کشورها خلع می‌کنیم و برادران ارزشی خود را جای انها میگذاریم.

داغ شده توسط در چهارم مهر ۱۳۸۸ ساعت 8:52 | لینک ثابت | نظر دهید


شبکه جنبش راه سبز(جرس):آیت الله سید علی محمد دستغیب مرجع تقلید و عضو مجلس خبرگان طی سخنرانی در اجلاسیه اخیر مجلس خبرگان رهبری از عدم تشکیل جلسات این مجلس در مواقع ضروری و از میان رفتن نقش نظارتی مجلس خبرگان انتقاد کرد. آیت الله دستغیب خطاب به اعضای مجلس خبرگان گفت"آيا آنچه گذشت شرعى بود؟ مطابق قانون اساسى و آنچه از آن منشعب مى‏شود بود؟ پس چرا شما خبرگان ساكت بوديد، آيا غم خوردن و نشستن كافى است." نماینده استان فارس در مجلس خبرگان با طرح این سئوال که"چرا دستهاى مرموز انجمن حجّتيّه را كه امام امت‏ آنها را خطرى براى انقلاب مى‏دانست، در پشت صحنه لمس نمى‏كنيد" و" چه اشخاصى قواى سه گانه مقنّنه، قضائيه و مجريه را دور زده‏اند" گفت"چه شده كه كسى مسئول آنهمه اتّفاقات غير قانونى نيست. چه شده كه صداى فريادرسى و عدالتخواهى با حكومت نظامى جواب داده مى‏شود. آيا اينها غير از وجود بيگانگان به انقلاب، در پشت صحنه مى‏باشد." وی همچنین با اشاره به" مسأله تخريب ياران امام و كسانى كه سالها براى استقرار نظام جمهورى اسلامى ايران از جان و مال و آبرو دريغ نكردند" گفت که"اين تخريب از چهار سال پيش ظهور پيدا كرد تا اين اواخر كه صدا و سيما سنگ تمام گذاشت؛ چهره‏هاى سرشناس از جمله آيت الله رفسنجانى، حجت الاسلام و المسلمين كروبى، و جنابان دو سيد بزرگوار خاتمى و ميرحسين موسوى چنان خدشه‏دار كرد كه فرياد دوست و خنده‏هاى دشمن به آسمان رسيد

 

داغ شده توسط رامین در چهارم مهر ۱۳۸۸ ساعت 2:44 | لینک ثابت | نظر دهید


نيمه شب يا بهتر بگويم در نخستين ساعات بامداد امروز وارد فرودگاه بين المللي امام خميني ( ره) شدم . مثل هميشه آمادگي آنرا داشتم كه در محل كنترل گذرنامه، بگويند ممنوع الخروجي و گذرنامه ام را توقيف كنند . اما نه، ظاهرا از ممنوع الخروجي خبري نيست .خبر خوش عبور از مرز را به خانواده مي دهم ، هنوز تلفن تمام نشده كه آقاي ريشوي ميانسالي مرا به نام صدا ميزند ، برميگردم ، مي گويد: با من به دفتر رياست جمهوري بياييد. عذري مي آورم، پاسپورتم را مي گيرد تا خودم به آنجا بروم، به هرحال با امدادهاي غيبي، غيب مي شوم ! پس از خروج از فرودگاه با دفتر رياست جمهوري مستقر درفرودگاه تماس مي گيرم وعلت را جويا مي شوم ، مي پرسم چرا در محل كنترل گذرنامه خبري از ممنوع الخروجي نبود ؟ مي گويد : خواسته اند احترام بگذارنند! اما من كه مي دانم در كامپيوتر گذرنامه چيزي ثبت نمي كنند تا با خيال راحت – كه ممنوع الخروج نيستيم – وارد دام شويم ! به او مي گويم : مشكل چيست ؟ من كه ممنوع الخروج نيستم ! مي گويد : حكم قضايي داريم مي پرسم : حكم چيست ؟ مي گويد : تو ممنوعي ! مي گويم : يعني چه ؟ ممنوع الورود ، ممنوع الخروج ، ممنوع القلم ، ممنوع المنبر ، ممنوع الحيات ، ممنوع الممات ، ممنوع از چه هستم ؟ تو ممنوعي يعني چه ؟ و پاسخ درستي دريافت نكردم كه من ممنوع هستم چه معنايي دارد ! علي ال حال باز دوباره تعقيب و گزير شروع شد ، من پيشاپيش و قبل از دستگيري ، بازهم اعتراف مي كنم ( من خرم!) چون باز با پاي خود آمدم و هزار بار ديگر هم با پاي خود خواهم آمد و اين يكي از هزارو يك دليل بر خريت ماست

داغ شده توسط رامین در چهارم مهر ۱۳۸۸ ساعت 2:41 | لینک ثابت | نظر دهید


آقای احمدی نژاد! اگر بر فرض، زن مسلمان مصری را در آلمان کشته اند، ندا، دختر جوان ایرانی را خود ایرانی های به اصطلاح مسلمان کشته اند و برای همین است که دنیا می خواهد بداند سینه درانی تو و همپالگی هایت در دولت جمهوری اسلامی ایران تا کتون برای کشف قانلان ندا، چه کرده است؟ برفرض که تو زیرک بودی و سوال را با سوال جواب دادی و حالا قهرمان دنیای اسلام شدی، اما زیرکی را کنار بگذار و یک بار با شرف و شعور و احساس انسانی ات به دو پرسش ساده من جواب بده. اصلا جواب هم پیشکش، برای این دو سوال ساده، تنها دودقیقه سکوت کن، دو دقیق وقت بگذار ، دو دقیقه فکر کن، شاید قلب و وجدانی در وجودت یافت شود و از این پس وقتی دهان برای توجیه و توضیح ناراست می گشایی، دست و دلت کمی بلرزد.

داغ شده توسط رامین در چهارم مهر ۱۳۸۸ ساعت 2:37 | لینک ثابت | نظر دهید


جایتان واقعا خالی. عجب تظاهراتی بود. عجب جمعیتی. فکر نمیکنم تابحال چنین جمعیت متشکل سیاسی در خارج از کشور توسط ایرانیان برگزار شده باشد. واقعا حیرت انگیز بود. همه گروهها آمده بودند ولی اکثریت با گروه سبز بود که عمدتا تیپ‌های جوان و دانشجو بودند. تمام اطراف سازمان ملل از جمعیت ایرانی موج میزد. جمعیت ما در مقایسه با معترضین دیگر کشورها مثل اقیانوس بود در برابر یک سطل آب. لااقل آنچه را که من دیدم اینطور بود. هفت هشت نفر از مخالفین سیاسی کشورهای مختلف مثل کره شمالی و لیبی و چین و غیره هم آمده بودند که مثلا به اوضاع حاکمیت در کشور خودشان اعتراض کنند ولی وقتی موج عظیم جمعیت ایرانی را دیدند از تعجب دهانشان باز شده بود. لابد با خود میگفتند: توی کشور ما که اینقدر اوضاع خرابه پس ببین توی ایران چه خبره که این همه جمعیت برای اعتراض آمده! بخاطر همین بود که اصلا از اعتراض کردن منصرف شدند و خدا را شکر کردند کشورشان جمهوری اسلامی نشده! البته اینها همه مرهون حماقت‌های مقام عظمای ولایت است که بعد از این همه تقلب و جرم و جنایت دلقکش را راهی نیویورک کرد تا بخیال خودش از فضای باز سیاسی مجامع بین المللی برای نظام در حال سقوط خود آبرویی کسب کند و اوضاع را بحال عادی درآورد ولی خوشبختانه هموطنان و بخصوص جوانان ایرانی در خارج از کشور این بار همت کردند و با راه اندازی بزرگترین گردهمایی اعتراضی عملا باعث شدند همه رسانه‌های بین المللی متوجه شکاف عمیق مردم با مسولین نظام شوند ودر نزد افکار جهانی سردمداران نظام جمهوری اسلامی مشتی دروغگو و جنایتکار معرفی شدند. بنظر من تا همین لحظه و تا اینجای کار آمدن احمدی نژاد به نیویورک به نفع ما تمام شد و باعث مخدوش تر شدن وجهه این دولت و نظام گردید. حالا حرف و حدیث در مورد این سفر به نیویورک زیاد است که در روزهای آینده بیشتر خواهم نوشت. خدا بیامرزد دایی جان ناپلئون را. بنده خدا در ایام جوانی‌اش ظاهرا یکبار رفته بوده کازرون و آنجا شاهد درگیری قوای انگلیس و نیروهای مردمی بوده و شاید یک تیری هم توی هوا ول کرده و بخیال خودش قشون انگلیس را شکست داده بود ولی تا آخر عمرش به هرمناسبت از جنگ کازرون یاد میکرد. حالااین سفر نیویورک هم برای محمود احمدی نژاد (و هم برای ما) شده جنگ کازرون. مبدا تاریخی خیلی حرف و حدیت های آینده خواهد بود برای هردو طرف. لابد او هم میره ایران به مقام عظما میگه: آقا! نمیدونید این جنبش سبزها را توی نیویورک چیکارشان کردم! له شان کردم! اصلا من رو که می دیدند از ترس سه متر عقب عقب میرفتند! از بس ضدانقلاب بودند و ایادی انگلیس

داغ شده توسط رامین در چهارم مهر ۱۳۸۸ ساعت 2:36 | لینک ثابت | نظر دهید

داغ شده توسط رامین در چهارم مهر ۱۳۸۸ ساعت 2:34 | لینک ثابت | نظر دهید

Iran's President Mahmoud Ahmadinejad addresses the 64th UN General Assembly in New York as delegations (below) walk out.

داغ شده توسط رامین در چهارم مهر ۱۳۸۸ ساعت 2:33 | لینک ثابت | نظر دهید