خبـــــر فوری :
ستاد استهسال عید فطر هم اکنون
طی یک بیانیه ای اعلام کرد که 5 شنبه
همین هفته 26 شهریور عید سعید فطر است
طبق این اطلاعیه هم چنین اعلام شد
که با توجه به اینکه آیات اعظام و علما
و هم چنین آقا ( همون خامنه ای خودمون)
این خبر را تایید کردند پس بنابراین امسال
روز جهانی قدس نخواهیم نداشت
و طبیعتاً رفسنجانی هم نماز روز قدس
را نخواهد خواند
پیشاپیش عاشقان عیدتان مبارک
راستش بعد از خوندن این اخبار با طعم تلخ روز های دهه 60 رو خوندم و نوشتم حالم به هم خورد
از ایرانی بودنم نه ولی از اینکه تو کشوری زندگی میکنم که 30 سال تموم هست که این ملت رنگ خوشی رنگ شاد بودن رو به روی خودشون ندیدن
تا به حال به این فکر کردید که چرا جوانهای ما ( از جمله خود ما و نویسندگان) گاهی ریخت و قیافمون رو عوض میکنیم یا تو مهمونی ها یا عروسی ها هر کاری که بتونیم انجام میدیم ( انواع رقصیدن ها و ...)
چون ما تو جامعم.ن خوشی نداریم و به یه بهانه ای که دور همه فامیل و ... جمع میشیم یه جورایی میخویم خودمون رو آزاد کنیم یا بهتر بگم از این خفقان دور کنیم . تا بلکه بتونیم اون چند ساعت رو خوشی واقعی بکنیم اما با این تفاوت که این خوشی ها از درون نیست و ظاهرش خوشی هست
هر بار صبحها با صدای نوحه از بلندگوی خانه ای که جوانش را در جبهه از دست داده بود بیدار میشدیم نوحه های آهنگران و کویتی پور هنوز در گوشم است:
ای لشکر صاحب زمان آماده باش آماده باش بهر نبردی بی امان آماده باش آماده باش... ؛
ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشته خون یارانت پر ثمر گشته...
روزهایی که همه در عقل رو تخته کرده بودند و سواربر اسب احساسات خشک مذهبی؛ به اصطلاح همیشه درهمه صحنه ها حضور داشتند! هنوز هم خیلیشان آن صحنه کذایی را ترک نکرده اند.
در ۱۴سالگی همکلاسیم در جبهه شهید شد؛همه عشق لباس پلنگی و چریکی داشتند، هیچکس باور نمیکرد شعار جنگ جنگ تا پیروزی هم بالاخره روزی از سر زبانها بیافتد؛
دو بار داوطلبانه جبهه رفتم تا باور کنم آنکه درخط مقدم جان بر کف میجنگد همین آدمی نیست که هر روز در مسجد و مدرسه و محل جانماز آب میکشد و همه را برادر و خواهر خطاب میکند.
دوره ای که هر روزش هزاران حاجی بازاری را تقدیم جامعه میکرد؛ همانها که میلیون میلیون از دولت و ملت میچاپیدند و در عوض یک کامیون پر ازبیسکوئیت و کمپوت را در حالیکه پارچه نوشته ای با خط درشت با عنوان " اهدائی از طرف حاج آقا .... به جبهه های جنگ " را بر سینه داشت؛
حالا اون حاجی ها کلفت شدن اومدن سر کار و میتونی چپ نیگاه کن تا محفظش گردنت رو خورد کنه
پس از گرداندن در تمام خیابونای شهر روانه جبهه میکرد تا جواز چاپیدنهای بعدش را از دولت و ملت کسب کنند.بعدها همینها رامخملباف دستمایه فیلم عروسی خوبانش کرد. دورانی که خیابان پهلوی بر پیشانیش نام مصدق را فقط چند صباحی تحمل کرد. آن روزها در هر محفلی حاضر میشدی یا بوی عرق تن میومد یا ادکلن تی رز. چقدرآدم بدبخت که به خاطر ماهی ازون برون که از طرف آخوندها حرام اعلام شده بود به زندان رفتند، بعدها اعلام کردند که حلال است اشکالی ندارد! اصلا چیزی بنام رابطه دختر و پسر وجود خارجی نداشت اگرهم داشت همهشون یه جورائی طعم شلاق 80 ضربه ای یا زندان رو چشیده بودند.پاترولهای کمیته رو یادتونه؟ همه جا بودند!دورانی که تصمیمات نظام همه برمبنای آزمایش وخطا بود ولی هیچوقت خطا به حساب نیامد. خلاصش کنم سالهائی که به کودک درونمان میگفتیم خفه خون بگیر؛ با بی شرمی تمام یا خودمان سرکوبش میکردیم یا اینکه یادمان میدادند چگونه اینکار را بکنیم اگر هم نمیخواستیم، داوطلب برای سرکوبش سر هر کوی و برزن آماده در کمینش بود.
جلوگيری از بارداری حرام بود. برای بستن لوله ها (وازکتومی و توبکتومی) بايد سه متخصص قلب و سه امام جمعه بيماری قلبی را تاييد ميكردند. آی يو دی حرام اعلام شد تا مشخص شود قبل از حلول روح در جنين آن را از بين ميبرد يا بعد از آن .آقاي قرائتی در تلويزيون مي گفت تنظيم خانواده طاغوتی است. هر آن كس كه دندان دهد نان دهد. جمعيت ۳۶ ميليونی ۷۰ ميليون شد وجوانها كابوسی شدند برای حكومت . آن كه دندان داده بود نان نداد ولي دو تا كليه داده بود كه ميشد يكيش را فروخت. به زنان يك بدن داده بود كه می شد به عنوان آخرين سرمايه فروخت و خرج نان كرد .ايران كه از فيليپين كلفت ميآورد در ژاپن به نوكری رفت . صادراتش هم شد نفت و مغز.......
یادش به خیر امام خمینی اون موقع میگفت سپاه امام زمان ( هر چه می توانید بچه بیاورید اینان سپاهان امام زمانند)
تا اینکه رسیدیم به سالهای 70 که دیدن که این سپاه امام زمان غذا میخواد - پوشاک میخواد - کوفت میخواد ... دیدن نمیتونن تامین بکنن
گفتن برای سلامت جامعه 2 بچه کافیست
حتی تبلیغاتی هم ساخته بودن و از روی جعبه دستمال کاغذی گرفته تا شامپو و جهبه لباس زیر هم مینوشتن :
ایست : دو بچه کافیست
این اوضاع مملکت ما هست حالا هم که به دهه 80 رسیدیم باز هم کمبود هست
واسه دانشگاه رفتن هم باید سر و دست بشکونی باید زود بلیط بگیری تا بتونی خودت رو برسونی به دانشگاه
اقا بی خیال بماند
...دهه ی شصت ، موبایل نبود. اس ام اس نبود. لباس های عجیب و غریب نبود . ویترین مغازه ها پرزرق و برق نبود. سید علی صالحی بود. خسرو شکیبایی بود. هادی اسلامی بود.شبکه های ماهواره ای نبود. آوازهایی با صداهایی غریب نبود.شجریان بود و نوای طنبور و سه تار و جواد معروفی و پرویز یاحقی بود.. اینترنت نبود. مردانی بودند که به جنگ می رفتند و زنانی بودند که پنج شنبه شب ها به مسجد ارک میدان ارک تهران می رفتند تا دعای کمیل بخوانند و برای شوهران شان که در جنگ بودند دعا کنند و کودکانی که هر روز چشم به در می دوختند تا کی پدرانشان از جنگ بر می گردند و دهه ی شصت دهه ی" ناگهان " ها بود...
...دهه ی شصت ممنوعیت ویدئو بود و ماهواره نبود ، کامپیوتر نبود و یادش بخیر یکی از دوستانم که روزی با یک بسته ی پارچه ای به در خانه ی ما آمد و گفت هیس ! به کسی چیزی نگویی ! این ( بسته ) ویدئو ست ! و به خانه ی شان رفتیم و شش یا هفت فیلم دیدیم و چقدر احساس عجیبی داشتیم. مثل احساس کسی که انگار جلوی مامور راهنمائی و رانندگی از چراغ قرمز عبور کند همان احساس گناه ...دهه ی شصت دهه ی احساس گناه بود ...
...دهه ی شصت ، عشق مان شنیدن صدای داریوش بود و یادش بخیر ضبط صوت خانه مان که نامش آیوا بود و رفیق مان بود.آن موقع ها بوی قورمه سبزی از خانه ها حس می شد.دهه ی شصت ، دهه ی خواندن رمان های ممنوعه بود و رمان را لابلای کتاب های درسی می گذاشتیم و پدر تشویق مان می کرد که چقدر درس می خوانیم ! و گاه می شد که پدر از ما می پرسید مگر خواندن کتاب ریاضی خنده هم دارد ! و نمی دانست که در آن لحظه در واقع داشتیم عزیز نسین می خواندیم و می خندیدیم ...
لازم به ذکر است که یکی از کتابهای ممنوعه و خنده دار سیاسی در سالهای دهه 60 کتابهای عزیز نسین بود اگر اشتباه نکنم نویسنده کتاب ترکیه ای یا تو این حوالی بوده
... دهه ی شصت روزگاری بود که بسیاری از هم نسلان ما عشق شان مجله ی فیلم بود و دیدن جشنواره ی فیلم فجر...آن سالها ده روز جشنواره به تهران می آمدیم و صبح زود گاه از شش صبح جلوی سینما آزادی صف می کشیدیم تا فیلم های تارکوفسکی را ببینیم و ناگهان در سالن سینما از فرط خستگی می خوابیدیم و آن روزها موبایل نبود و در خیال آن که می بایست به یادمان باشد انگار بود ...
همین الان تلویزیون در حال پخش صحبتهای خامنه ای جلاد است و مردک با پررویی هر چه تمامتر درباره سلوک سیاسی حضرت علی و اخلاقی بودن سیاست آن حضرت سخن می گوید. بای پرسید آیا منظور از اخلاق سیاسی همان چیزهایی است که در کهریزک یافت می شود؟ تو را چه به این حرفها؟ چه سنخیتی میان تو و مولای متقیان وجود دارد؟ انسان بسادگی چنین پررو نمی شود باید دید خامنه ای در بچگی هایش چه اتفاقهایی برایش افتاده که چنین پررو شده و از رو نمی رود
تقریبا همه می دانستند که ذیروز در نماز جمعه چه قرار بود گفته شود. اما کسی نمی دانست که دیگر از اقتدار و قدرت کلام آن نماز جمعه معروف خبری نیست. صدای آقا کمی لرزان تر از صدای آقای نمازجمعه پس از اننخابات و پیش از شنبه خونین بود . بازار اعتراف داغ است، آقا هم اعتراف کرد که علی نیست . وقتی امروز در نماز جمعه گفت علی اول نصیحت می کرد و بعد شمشیر می کشید یعنی درست برعکس کسی که در نمازجمعه بعد از انتخابات، اول دستور شمشیر کشیدن داد و حالا امروز با صورتی ترس خورده تازه به نصحیت کردن یا همان تهدید کردن افتاد. تازه از تهران خبر می رسد که بلاخره آقا تصمیم اش را گرفته که شیخ مهدی کروبی دیگر در حلقه تحمل ایشان نیست و باید دستگیر شود. برای همین اول دادستان را فرستاد سراغ دفتر و دستک و اسناد حزب و جمع آوری پرونده مستندات کسانی که به آنها تجاوز شده بود و به شیخ پناه برده بودند تا بعد با برنامه تر و آسان تر شمشیر را تیز کند برای بازشت شیخ . گفته می شود همه اینها به خیال این انجام شد تا شاید شیخ در محکمه بی مستند باقی بماند و یا حداقل دادگاه نیز پیش از دستگیری کروبی همه مستندات را در اختیار داشته باشد. اگر چه این خشم به مزاج دیگر بزرگان نیز خوش نیامد و نخواهد آمد اما دیرگاهی است که اشتباه پشت اشتباه دارد تکرار می شود تا چند صباحی دیگر حضرات دوام بیاورند. آنچه این روزها در ایران و تهران می گذرد همان است که پیش از این گفتم و تکرارش هم بد نیست: ترس از بدنه جامعه به حاکمیت منتقل شده است. تا دیروز ما می ترسیدم از امروز این حاکمیت است که می ترسد
امروز از چهره تو ننگ و نکبت میبارید . یاد همان زمان افتادم که روضه خانی 5 ریالی بودی و کاسه گدایی در دست . خوار و ذلیل و کم پشت . زنجموره زدن هایت و گریه های پیاپی . دفعات آن خوشیختانه بیشتر شده . در آینده نزدیک هر ساعت باید زنجموره بزنی . سی سال خون به دل جوانان کردی و جوانی آنها را گرفتی . زیبایی دختران مملکت را نابود کردی و لذت و نشاط را به گورستان بردی . ناموس مردم را دریدی . قتل کردی . جنایت آفریدی و نمیدانم چه حرام زاده ای تورا رهبر نامید . چاه متعفن تو ، چهره منفور تو ، صدای منحوس تو سالها مثل شلاق ما را میازارد . گم شو . دور شو . جایی که دیده نشوی . مثل کثافت شدی که چسبیدی به دیوار ، وقت شستن است و بهار نزدیک .حالا نوبت توست که آماده باشی . آماده باش ای مظهر تعفن و نکبت . بسیجیان و سپاهیان که مادرانشان هم مانند تو فاسد بودند دیگر کارساز نیستند . حکومت علی و یزید و مزخرفات را تحویل مادرت بده . سمبل جوانان ما نسل ما و کشور ما ندا ها و سهراب ها هستند . دیگر بس است .... مرده شور تو و اسلامت و حکومت علوی تورا ببرد
روز دوشنبه با یورش وحشیانه مامورین وزارت اطلاعات آقای محسن دکمه چی از بازاریان شناخته شده بازار تهران را دستگیر و به بند 209 زندان اوین منتقل کردند. به گزارش فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران، آقای محسن دکمه چی حدودا 50 ساله و از بازاریان شناخته شده بازار تهران روز دوشنبه 16 شهریورماه با یورش مامورین وزارت اطلاعات به محل کسب ایشان در بازار تهران دستگیر شد ، مامورین وزارت اطلاعات پس از دستگیری وی را ابتدا به منزل شخصی اش منتقل کردند وپس از بازرسی مقداری از وسائل شخصی او را از جمله آلبوم های عکس،کامپیوتر،تلفن و مدارک شناسائی را با خود بردند. آقای دکمه چی به خانواده هایی زندانی سیاسی که سرپرست آنها دستگیر شده اند برای امرار معاش آنها کمک مالی می نمود. او بارها بخاطر کمک مالی به خانواده های زندانیان سیاسی توسط بازجویان وزارت اطلاعات تهدید به بازداشت شده بود
شبکه جنبش راه سبز(جرس): شنیده ها ازمنابع آگاه خبری تهران حاکیست خامنه ای دستور بازداشت کروبی را صادر کرده است. اکبر هاشمی رفسنجانی در دیدار با اعضای مرکز تحقیقات استراتژیک وابسته به مجمع تشخیص مصلحت نظام که ریاست آن را حسن روحانی به عهده دارد با اشاره به جلسه خودش و آیت الله خامنه ای گفته است: من از همه چیز کناره گیری خواهم کرد ،اجازه اقامت نماز جمعه را هم که نمی دهند. اوهمچنین از اینکه همه چیز در اختیار سپاه است و اوضاع توسط نظامیان سپاهی کنترل می شود اظهار نگرانی کرده است. وی در ادامه اشاره کرده که به آیت الله خامنه ای گفته: شما نباید دستور دستگیری مهدی کروبی را صادر می کردید. وی در پایان دیدارش اعلام کرده با ادامه این روند، اوضاع پیچیده تر خواهد شد و پاسخی که آیت الله خامنه ای به او داده تنها سکوت بوده است
خبر از دانشگاه تهران: دهها اتوبوس مشغول حمل گله های بسیجی از شهرستان ها و روستاها به محل نماز جمعه هستند. صدهها ماشین نیروی انتظامی در خیابان های اطراف مستقر شده است. از چند روز پیش در ادارات به مزدوران بسیجی و انجمن اسلامی دستور داده شده است در نماز جمعه این هفته شرکت کنند. سیستم کنترل حاضر و غایب برای آنها اعمال می شود. قرار است خامنه ای امروز اوضاع را عادی و شرایط را تحت کنترل نشان دهد. اما معلوم نیست با هفته دیگر که حضور میلیونی مردم است می خواهند چه کنند. قرار است احمدی نژاد هم با وزرای خود حضور یابد. از یک هفته پیش محل نماز جمعه را با دستگاه های ضد بمب کنترل می کردند. وحشت سراپای رژیم را گرفته است و مردم ضربه های مرگباری برای کودتاچیان تدارک دیده اند. ماههای سرنوشت ساز در راهست... افق پیروزی نزدیک می شود. مردم پیروزند چون حق با مردم است
مهدی کروبی در نامه ای سرگشاده به
صادق لاریجانی رئیس قوه قضائیه
گفته است "همچنان با قدرت و محکم
در میدان ایستاده و نمی گذارد عده ای
تازه بدوران رسیده چوب حراج
" به کشور بزنند. آقای کروبی در این نامه
که در سایت سحام نیوز پایگاه اطلاع رسانی
حزب اعتماد ملی منتشر شده افزود
نظامیان به هیات منتخب صادق لاریجانی
اجازه رسیدگی به وقایع پس از انتخابات را نمی دهند