فائزه هاشمی معتقد است که سلامت انتخابات همچنان زیر سؤال است و رخدادهای پس از آن نباید باعث شود که این موضوع تحت الشعاع قرار گیرد. در پاسخ در پرسشم در این خصوص می گوید: در رابطه با جریانات پس از انتخابات دو نکته مطرح است، اول سلامت انتخابات و دوم برخوردهای غیر قانونی با اعتراضات و هر دو موضوعات مهمی هستند که بررسی آنها مورد مطالبه است. وی در ادامه می افزاید: شواهدی وجود دارد که نشان دهنده زیر سؤال بودن روند برگزاری انتخابات است، این تردید آنقدر عمیق و جدی است که جمعیت چند میلیونی را بارها و بارها جهت بیان اعتراضات آن هم بصورت آرام و قانونی و براساس اصل 27 قانون اساسی به خیابان کشانده و به وجدان و احساسات عمومی آسیب زده است. تخلفات و روند غیر قانونی در برگزاری انتخابات در مراحل مختلف تبلیغات قبل از انتخابات، روز انتخابات، و بعد از انتخابات وجود داشته است، بعنوان مثال وضعیت ناظرین، کارت برای بسیاری از ناظرین معرفی شده صادر نمی شود، بسیاری کارت ها جابه جا صادر می شود و چون کارت ها را اول صبح روز انتخابات برخلاف قرار قبلی تحویل می دهند ، لذا مستقر شدن ناظرها با این وضعیت جدید مشکلات عدیده ای ایجاد می کند، بسیاری ناظرین را در مرحله تجمیع آراء راه نمی دهند، از حضور ناظرین در جلسات هئیت های اجرایی پس از 18 خرداد علی رغم اعلام رسمی خودشان جلوگیری می کنند، در زمان شمارش آرا بسیاری از ناظرین از صندوق ها اخراج می شوند، صورت جلسات شمارش آرا در بسیاری از صندوق ها توسط برگزار کنندگان و ناظرین امضا نمی شود. وضعیت تعرفه ها، در بسیاری از شعبه ها تعرفه ها از حدود ظهر به بعد شروع به تمام شدن می کند، البته زمان آن صندوق به صندوق متفاوت است و در اکثر این شعبات تعرفه رسانده نمی شود. شعبه های زیادی ساعت 9 و مابقی ساعت 10 علی رغم وجود صف طولانی مردم برای رأی دادن بسته می شود، این در حالی است که وزیر کشور اعلام کرد که دستور داده شده تا زمانی که مردم در هر شعبه ای در صف ها حضور دارند رای گیری انجام شود. از آنجایی که 57 میلیون تعرفه چاپ شده بود، این سؤال مطرح است که پس مابقی تعرفه ها کجاست؟ قطع شدن سیستم پیامک ها از شب قبل از انتخابات، فیلتر کردن سایت ها، اخلال در سیستم اطلاع رسانی ستادها و حمله به ستادها در روزانتخابات از جمله ستاد قیطریه آقای موسوی
اصل مظلب را در ادامه مطالب بخوانید
ادامه داغ شده
دفتر منتظرى سكوت در مقابل فجايع و جنايات باند ولىفقيه ارتجاع را گناه بزرگ دانست. دفتر منتظرى در پاسخ به سؤالى درباره شكنجه در زندانها و اعتراف گيرى گفت: با سلام و تحيت و تقدير از احساس مسئوليت شما نسبت به مظالم و فجايع جاري يادآورى مىكنيم، بلى سكوت در مقابل اين همه مظالم و فجايع و تضييع حقوق كه متأسفانه به نام اسلام و حاكميت اسلامى انجام مىشود گناه بزرگ است.
مقام معظم رهبری دادن سه چهارتا رای عدم صلاحیت روهم به دولت کودتا برنتابیدند و با دادن رهنمود و توصیه در کار نمایندگان وابسته به خوشان هم دخالت کردنند تا حمایت ایشان از دولت کودتا تمام و کمال باشد. به راستی به این فکر می افتیم که کسی که به رای نمایندگان وابسته به خود نیز احترام نمی گذارد ، می خواهد به رای مردم احترام بگذارد ! دیگه باید چه کرد که مردم مطمئن شوند که تقلب شده و دولتی کودتاچی بر سر کار آمده است؟
محمدرضا باهنر در جلسه افطاري پنجشنبه شب جامعه اسلامي مهندسين در مسجد دانشگاه امام صادق(ع) دربارهي روند رسيدگي به راي اعتماد وزراي پيشنهادي توسط نمايندگان گفت: پشت سر مذاكرات رسمي كه توسط صدا و سيما و در صحن علني مجلس مشاهده كرديد دهها برابر مذاكرات غير رسمي وجود داشت، مذاكراتي كه گاهي به بحثهاي تندي مي كشيد؛ البته تمام تلاش ما اين بود كه اينها به صحن علني كشيده نشود. /// باهنر افزود: راهنمايي مقام معظم رهبري مبني بر اين كه به نظر رييسجمهور در كارآمدي افراد پيشنهادي اعتماد كنيم بسيار به ادامه بحث ها كمك كرد و البته نظر رهبري اين بود كه در حوزه سلامتهاي شخصي و پاك دستي افراد و درعين حال التزام آنها به قانون اساسي و ولايت فقيه نمايندگان صلاحيت افراد پيشنهادي را احراز كنند. /// وي درادامه به پيش بيني اخير خود مبني بر راي نياوردن 4 الي 5 فرد پيشنهادي براي وزارتخانهها گفت: برخي از طرفداران دولت اين پيش بيني را اين طور برداشت كردند كه گويي اراده ما اين است كه اين تعداد افراد راي نياورند در حالي كه چنين نيست. ما با توجه به فضايي كه درمجلس مي ديديم اين پيش بيني را كرده بوديم و احساس مي كرديم كه چنين اتفاقي بيفتد و البته با توصيه رهبري به خير گذشت. /// باهنر درباره زناني كه براي وزارت خانه ها پيشنهاد شده بودند و تاثير جنسيت در راي نمايندگان گفت: با توجه به اين كه برخي مراجع درباره وزارت زنان اعلام مخالفت كرده بودند و فشارهايي كه برخي علماي ديگر و حتي برخي از امامان جمعه در اين زمينه وارد مي كردند، ما بيشتر به دنبال نظر رهبري بوديم. /// نايب رييس مجلس افزود: به هر حال همه چيز به خير گذشت و پيام رهبري بود كه نقش مهمي در اين زمينه ايفا كرد. در زمان شمارش آرا فضا را اين طور مي شد ديد كه اگر توصيه رهبري نبود احتمال داشت كه 8 الي 9 نفر از وزرا راي نياورند و اين آغاز خوبي براي دولت نبود. تيزبيني رهبري باعث شد كه چنين اتفاقي نيفتد و در مجلس تغيير تحليل ايجاد شود. /// وي افزود: وقتي پيام رهبري رسيد نمايندگان نظرشان اين بود كه اگر عدم صلاحيت احراز شد راي ندهند. علاوه بر سه نفري هم كه راي نياوردند اگر پيام رهبري نبود احتمال مي دهيم كه وزراي نفت، صنايع ، بازرگاني ، تعاون، راه و ترابري و حتي وزارت خارجه راي نمي آوردند.
تا اواسط دهه شصت اتوبوسهای شرکت واحد در تهران زنانه- مردانه نشده بود. بعد یواش یواش اتوبوسهای دو طبقه جدا شد ، مردان بالا و زنان پائین.اما اتوبوسهای یک طبقه مشکل ساز شد . ابتدا آمدند صندلیهای کنار شیشه را کندند و وسط اتوبوس یک ردیف صندلی دو نفره نصب کردند و وسط این صندلیها یک میله کشیدند. در حقیقت اتوبوس دو راهرو داشت مردان به هنگام ورود به راهرو سمت راست می رفتند و زنان به راهرو سمت چپ. نکته جالب این بود که موقع نشستن یک زن حتما کنار یک مرد می نشست!. از دور اتوبوس را که می دیدی به علت اینکه سمت مردان شلوغ تر بود ، اتوبوس به سمت راست کج شده بود! بعد از مدتی اتوبوسها به شکل اول درآمد خانمها جلو می نشستند و آقایان عقب! سرانجام به این نتیجه رسیدند که خانمها عقب بنشینند و آقایان جلو! خوشبختانه جور دیگری نمی شد امتحان کرد و تا امروز به همان صورت باقی مانده است. حالا که حرفش پیش آمد بگویم آن روزها جمعیت تهران به این میزان نبود و در هر ایستگاه مسافر سوار و پیاده نمی شد. به همین خاطر راننده با صدای بلند ایستگاه را اعلام می کرد و اگر جوابی نمی گرفت در ایستگاه نگه نمی داشت. ضمنا اتوبوسها زنگ داشت (نه مثل الان که طرف از ته اتوبوس داد میزنه آقا نگه دار) که مسافرین برای پیاده شدن با آن به راننده اطلاع می دادند. تا قبل از جداسازی اتوبوسها رسم بود از در جلو سوار می شدند و از در عقب پیاده .چند تا خطوط اصلی اینها بودند:
خط یک - تجریش به پارک شهر.
خط دو- میدان قدس به توپخانه از پیچ شمیران.
خط سه – تجریش به توپخانه از جردن.
خط ده – تخت طاووس به فلکه سوم تهرانپارس.
خط دوازده – فلکه دوم تهرانپاس به توپخانه.
خط هفتادوشش – تجریش به جمالزاده.
محدوديتهای مبارزه مدنی در ايران آنگونه است که جامعه ايرانی را به تردستی و فراگيری شعبده واداشته. استفاده از کوچکترين شکافهای حکومتی و تبديل آن به تريبون برای رساندن اعتراض، هنری است که جامعه ايرانی به خوبی آموخته و بدان مجهز شده است. جامعه سرزنده ايرانی با بهره بردن از چنين آبباريکههايی است که برای خود اقيانوسِ عملی چنين فراخ گشوده است. روييدن نيلوفرهای آبی بر گندآبِ حکومت اسلامی همه نشان از اميد دارد. اين مردم در زيرِ ساطورِ حکومتِ اوباش که ناموس عشق میدرد و جنايت را تا بیکران تباهی پيش برده با نمايشی شگرف از بلوغ و بصيرت حکومت را دچار بزرگترين بحران همهی بود نامبارکش کرده است. حاکميتی که ديگر با هر اقدام بیزاری و نفرت عمومی از خود را دوچندان میکند. در ميان اخبار ناخوشايندی که اين روزها مرتب از ايران بر رگ و پی مان آوار میشود خبری نه چندان پُراهميت از انتشار اثر جديد استادِ آوازِ ايران محمدرضا شجريان "رندانِ مست" با تصنيفی از مولانا " مستان سلامت میکنند" در دستگاه همايون منتشر شد. اين اثر که اينبار با همراهی گروهی جوان به سرپرستی مجيد درخشانی پديد آمد نسبت به کارهای قبلی استاد آواز ايران هيچ برتری موسيقيايی نداشته و میتوان آن را کاری معمولی ارزيابی کرد. اين اثر اما در اولين روز عرضه آنهم در ماه رمضان که موقعيتی خوب برای فروش کارهای موسيقی نيست رکورد فروش ساليان اخير در بازار موسيقی را شکست. مردم در قراری نانوشته با خود میخواهند با خريد يک ميليون از نسخه اورژينال اين سی دی رکورد خريدِ اثری موسيقيايی را در تاريخ موسيقی شکسته و به هنرمندی که در کنارشان قرار گرفت نازشصت دهند. اين همه تنها به پاسداشتِ اعتراض و در کنار مردم قرار گرفتنِ شجريان در دزديده شدن رای آنها و اعتراض به ضرغامی و صدا و سيمای اسلامی برای پخش نشدن صدايش از رسانهای که حامی آشکار قدارهبندانِ حکومتی است صورت گرفت. شايد نکته قابل اعتنا در اين بين آن باشد که مريدان جماران و جمکران توان آن نخواهند داشت تا انسان معترض را از معادلات سياسی حذف کنند و اعتراض را از مردم بگيرند. اعتبار و ارزشِ اعتراضِ به هنگام و در کنار مردم قرار گرفتن پيش از آن که شايستهی چنين تجليلی باشد نشان از آن دارد که ايران بيابانی برهوت نيست که دلبستگانِ حوزه و چاه هر آنچه خواستند در آن کشت کنند. جامعهی ايرانی پيش از پيش با جداسازی خود از رژيم حتا با خريد يک سی دی موسيقی در استفاده از چنين ابزاری مدنيت خود را به نمايش میگذارد. هرچه وابستگان به جمکران بيشتر خشونت میکنند. مقاومت مدنی نسلی که تغيير را در دستور کار خود نهاده آنها را بيشتر به قهقهرا میکشاند. ايران عراق و افغانستان نخواهد شد. چاهزدگان خود در بیانتهايی و سياهی جمکران دفن خواهند شد
ديروز پرونده عبدالرضا شيخ الاسلامي روي ميز نماينده ها آمد. صلاح ديده شد مسوول دفتر احمدي نژاد وزارت کاريابي جوانان را در دست بگيرد. اما وقتي نماينده ها داشتند «وعده نامه» وزير پيشنهادي را مطالعه مي کردند به يک کشف بزرگ رسيدند. در برنامه شيخ الاسلامي آماري آمده بود که مي گفت ميرحسين موسوي، مهدي کروبي و محسن رضايي در مورد آمار بيکاري درست مي گفتند و اين محمود احمدي نژاد بوده که نمودارهاي بيکاري را جلوي رسانه ملي برخلاف واقعيت نشان مي داده؛ عبدالرضا شيخ الاسلامي حواسش نبود و در برنامه کاري اش آماري از بيکاري آورد که شبيه آمارهايي بود که رقباي احمدي نژاد در زمان مناظره ها ارائه داده بودند
اخبار عجيبي به گوشم خورد كه در بيرون عدهاي در سايتها اعلام كردهاند من به حالت اغما رفته و در زندان بيمارستان بستري و در حال احتضار به سر ميبرم و حتي جان به جان آفرين تسليم كردهام. بعد از آنكه براي رفع شبهات يك لحظه تلويزيوني من را نشان داد شروع كردند به طرح اين ادعا كه تحت شكنجههاي سخت قرار گرفته و قرصهاي روان گردان به من ميدهند و از اين قبيل لاطائلات. بعد از دادگاه اين تبليغات شدت يافت كه من ناچار براي خنثي كردن آنها شمهاي از وضع خود از زمان بازداشت تا دادگاه را به اطلاع هم وطنان برسانم.
1- من حدود بيست روز در اوين محبوس بودم اما سلول انفرادي من به اندازهاي بود كه بتوانم با واكر چند قدمي در آن بزنم، ضمنا از امكانات هواخوري و پزشك زندان كه لااقل يك روز در ميان به من سر ميزد برخوردار بودم.
2- به خاطر معلوليت جسمي لباسهايم را با لباسشويي ميشستند و زحمت استحمام را نگهبانان بر خود هموار ميكردند كه خدايشان جزاي خير دهد
این یک بعد ماجراست اما بنظر من بعد مهم تر این است که چرا این جنایتها اتفاق افتاد و چرا از وقوع آنها جلوگیری نشد. بارها صدا و سیما خبر و یا فیلم برخوردهای خشن پلیس و یا مأمورا ن کشورهای دیگر را با مردم خود یا ملت های دیگر پخش نموده و آن را حمل بر وحشی گری و قانون گریزی نه فقط آن پلیس یا مأمور بلکه نشانی از وجود جرم و جنایت سیستماتیک در سازمان پلیس و حتی دولت مطبوعۀ او کرده است که البته پر بیراه نبوده است. اگر یک پلیس سفید پوست در امریکا یک شهروند سیاه پوست را خارج از عرف پلیس امریکا مورد ضرب و جرح قرار دهد معنای طبیعی آن این است که در سازمان پلیس امریکا دقت لازم برای جلوگیری از بکار گرفتن افرادی که ممکن است دارای انگیزه نژاد پرستانه باشند وجود نداشته است و اگر این مورد اکنون توسط یک خبرنگار فاش شده است حتما موارد بسیار دیگری هم بوده که صدایش در نیامده است. اگر سربازان امریکایی در زندان ابوغریب عراق زندانیان را شکنجه کرده اند، آن سربازان از نظر ملت عراق و جهانیان، تنها متهمان این جنایت نیستند و بدون تردید مسئولیت آن اقدام نه تنها با فرمانده نظامیان امریکا در عراق، بلکه با دولت امریکاست بخصوص اینکه اگر چنین جنایتی تکرار بشود
در حالیکه صدا و سیمای جمهوری اسلامی مراسم رای اعتماد به وزیران را بصورت مستقیم مورد پخش قرار میداد پوشش زنده مراسم را به خاطر صحبت های طنز یک نماینده قطع کرد ابتدا این نماینده که صحبتهایش از طریق میکروفون در صحن مجلس پخش میشدبه شوخی به علی لاریجانی گفت :" لطفا صندوق رای را به مناطق صعب العبور بیارید ما هم رای بدیم"(تکه ای به مسئله صنوق های سیار و دلایل صادق محصولی به عدم وجود تقلب در انتخابات) این نماینده بعد از چند دقیقه نیز به شوخی گفت "از الآن گفته باشم تقلب نشده هر کی میگه تقلب شده بره کهریزک "و سپس خندید در حالیکه صحبتهای خصوصی این نماینده حاضر در صحن هیئت رئیسه از طریق میکروفونی که جلوی او قرار داشت در صحن مجلس و از طریق صدا و سیما پخش شد یکی از افراد حاضر به اتاق فرمان در این مورد تذکر داد و اتفاقا صدای او هم در صدا و سیما پخش شد و پس از چند ثانیه پوشش مستقیم جلسه بطور موقت بی صدا انجام شد آخر سر هم پس از بازگرداندن صدا و پخش صدای علی لاریجانی که میگفت اینجا منطقه صعب العبوره"(تیکه ای به مسئله صنوق های سیار و دلایل صادق محصولی به عدم وجود تقلب در انتخابات) دست اندر کاران صدا و سیما از ترس پخش مستقیم را قطع کردند و هم اکنون برنامه خانواده از این شبکه پخش میشود
وزير آموزش و پرورش: خانم سوسن کشاورز: موافق: 49 مخالف: 209 ممتنع: 28 رد
وزير ارتباطات و فناوري اطلاعات: آقای رضا تقي پور: موافق: 197 مخالف: 62 ممتنع: 27 قبول
وزير اطلاعات: حجت الاسلام و المسلمین حیدر مصلحی: موافق: 194 مخالف: 67 ممتنع: 25 قبول
وزير اقتصاد و دارايي: آقای سید شمس الدین حسینی: موافق: 224 مخالف: 41 ممتنع: 21 قبول
وزير امور خارجه: آقای منوچهر متکی: موافق: 173 مخالف: 79 ممتنع: 34 قبول
وزير بازرگاني: آقای مهدي غضنفري: موافق: 158 مخالف: 91 ممتنع: 37 قبول
وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشكي: خانم مرضیه وحید دستجردی: موافق: 175 مخالف: 82 ممتنع: 29 قبول
وزير تعاون: آقای محمد عباسی: موافق: 163 مخالف: 83 ممتنع: 37 قبول
وزير جهاد کشاورزی: آقای صادق خليليان: موافق: 200 مخالف: 54 ممتنع: 32 قبول
وزير دادگستري: آقای مرتضی بختیاری: موافق: 225 مخالف: 36 ممتنع: 23 قبول
وزير دفاع: آقای احمد وحیدی: موافق: 227 مخالف: 54 ممتنع: 5 قبول
وزير راه و ترابري: آقای حمید بهبهانی: موافق: 167 مخالف: 83 ممتنع: 33 قبول
وزير رفاه و تأمين اجتماعي: خانم فاطمه آجورلو: موافق: 76 مخالف: 181 ممتنع: 29 رد
وزير صنايع و معادن: آقای علی اکبر محرابیان: موافق: 153 مخالف: 103 ممتنع: 27 قبول
وزير علوم، تحقيقات و فناوري: آقای کامران دانشجو: موافق: 186 مخالف: 75 ممتنع: 25 قبول
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي: آقای سید محمد حسینی: موافق: 194 مخالف: 61 ممتنع: 31
وزیر کار و امور اجتماعی: آقای عبدالرضا شیخ الاسلامی: موافق: 193 مخالف: 63 ممتنع: 30
وزير كشور: آقای مصطفی محمد نجار: موافق: 182 مخالف: 75 ممتنع: 25
وزير مسکن و شهرسازی: آقای علی نیکزاد: موافق: 219 مخالف: 40 ممتنع: 27
وزير نفت: آقای سید مسعود میرکاظمی: موافق: 147 مخالف: 117 ممتنع: 19
وزير نيرو: آقای محمد علی آبادی: موافق: 137 مخالف: 117 ممتنع: 32
تظاهرات روز قدس فرصتی تکرار نشدنی است . 25 خرداد هیچ کدام از ما نمی دانستیم در خلق چه حماسه ای شریک می شویم ! اما رفتیم و حماسه ای شکل گرفت که به گفته رییس جمهور موسوی باعث آچ مزکردن کودتا گران شد و برنامه های از پیش طراحی شده شان را به هم ریخت ! پرده آخر کودتا همان جور که ا.ن هنوز در توهم انجامش است دستگری رهبران جنبش سبز بود ،بستن احزاب اصلاح طلب و احکام سنگین برای گروگان های در بندمان(به جای اسرا از واژه گروگان استفاده کنیم منطقی تر است)و حذف تمامی نیروهای منتقد برای یک پارچه کردن و رسمی کردن سلطنتی دینی .اما ! آن روز که هر کدام از ما نمی دانست چند نفر دیگربرای اعتراض خواهد ،و می دانستیم که حکم تیر دارند و می دانستیم شاید تنها باشیم و می دانستیم خطری بزرگ جانمان را تهدید می کند آمدیم ! آمدیم و دیدیم که ما بیشماریم ، دیدیم که می توانیم بر قدرت نظامی و وحشیگری با سکوت پیروز شویم ،فهمیدیم که کودتا گران حقیر تر از آنند که می پنداشتیم و جنبشی را به بلوغ رساندیم که تاریخ به گواه تمام آزادی خواهان معاصر به ستایش ازآن نامش را در سر تاسر جغرافیای جهانی فریاد زد. ما موفق شدیم ! امروز بیشترین کسی که به مشروعیت نداشتن دولت کودتا ایمان دارد خود کودتا گران هستند ! همان هایی که با وحشت با محافظین وارد صحن مجلس می شوند و وحشت از مردم آن هارا برای جابجایی چند صد متری مجبور به استفاده از بالگرد می کند !وحشت شان همه از نداشتند مشروعیتی است که ندارند. همان هایی که مدتها با جنگ روانی سعی در مصادره کردن مصادیق جنبش سبز داشتند و به عنوان مثال با انداختن شال سبز و سید خواندن خود رنگ سبز را سبز تر کردندو نتوانستند سبزی مارا کم کنند! همان هایی که بعد از شنیدن الله اکبر های ما از هوادارانشان خواستند که آن ها هم در همان ساعت برای کودتا چیان الله اکبر بگویند ! اما نتوانستند معنی مرگ بر دیکتاتور را از الله اکبر هایمان بگیرندو باوحشت گوشهای خود را می گرفتند تا نشنوند صدایمان را و می لرزیدند از این همه باهم بودن ما ! وهزاران بار تکرار این روش جنگ روانی ... این راه و رسم آن هاست ! همان طور که گاندی گفته :ابتدا شمارا نادیده می گیرند ، سپس به شما می خندند وسپس با شما مبارزه می کنند و آنگاه شما پیروز خواهید شد !ما بار ها بر این کودتا گران در این فرصت کم پیروز شده ایم و این پیروزی هاو مبارزه ها تا رسین به هدف نهایی مان ادامه دارد. ما با همان جنگ روانی که آن ها تا کنون از آن استفاده می کردند و نتوانستند حتی یکی از سنگر های مارا فتح کنند قتح کردیم هر آنچه داشتند ! حتی شعار هایشان را حتی ... امروز به حماسه ای دیگر نیاز است تاسنگری که سالهاست حکومت دل خوش گرفتن مشروعیت از آن است(مانند انتخابات ،نماز جمعه و ...) را فتح کنیم ! این پله اگر مهم تر از پله های قبل نباشد کم اهمیت ترنیست ! تیر خلاصی است به قسمت چهارم کودتا و راهی است برای نشان دادن بی اثر بودن شوی بی اخلاق بی دادگاهی که گروگانهای مان را به رخمان می کشیدند تا صدای اعتراضمان را خاموش کنند ! ما باید به سازماندهی گسترده بیندیشیم و 25 خردادی با شکوه تر خلق کنیم ،باور داشته باشید پایان راه کودتا چیان نزدیک است پس بیایید آن را کوتاه تر کنیم .اولین حضور تشکیلات راه سبز امید را با تغییر راه پیمایی روز قدس با نام خودمان رقم بزنیم و هم دل برای آزادی ایران فریاد بزنیم . هر کدام یک رسانه .هر کدام یک رهبر .هر کدام یک مسول تشکیلات .هر کدام از ما یک سازماندهی کوچک از جمعی بزرگ .اطلاع رسانی را از همین الان شروع کنیم