کامپیوتر و موبایل

داغ شده توسط در هفتم شهريور ۱۳۸۸ ساعت 7:52 | لینک ثابت | نظر دهید


روزنامه نیویورک تایمز سرمقاله دیروز خود را با تیتری تند و غیر معمول تحت عنوان « Shame on Iran - شرم بر ایران» به اوضاع ایران و رفتارهای دولت کودتا پس از انتخابات ۲۲ خرداد تخصیص داده است. این سرمقاله که انتخابات و نتایج آن را تقلبی میخواند، میگوید دولت ایران به جای اینکه از روشن شدن وضعیت شکنجه ها و تجاوزها در زندانهایش نسبت به مردم خودش شرم کند و سعی در جلوگیری از آن کند، برعکس در پی ابراز خشونت بیشتر و دستگیری های رهبران گروههای معترض بر آمده است، و دادگاههای نمایشی جدیدی را نیز برقرار کرده است با این امید که مخالفان را غیر مشروع و غیر مشروعان را مشروع جلوه دهد

داغ شده توسط در هفتم شهريور ۱۳۸۸ ساعت 7:50 | لینک ثابت | نظر دهید
سایت نوروز وابسته به حزب مشارکت نوشت: نوروز اسنادی که را در اختیار دارد که به وضوح از وجود اجساد در زیر این قبور حکایت می کند و تا به امروز تنها به علت برخی معذورات شرعی و قانونی از انتشار آن تصاویر امتناع کرده است و امیدوار است تا مسئولین بجای تکذیب با اعلام عذر خواهی از پیشگاه ملت سرافراز ایران ، با انتشار تصاویری که از این شهدا در اختیار دارند خانواده های داغدار را از چشم انتظاری در آورند و تمام آمرین و عاملین این فجایع دردناک را بدون توجه به لباس و عنوان حکومتی شان به مردم معرفی و به مجازات برسانند.


 این سایت وابسته به حزب مشارکت همچنین مدعی شده است: در صورتی که در روزهای آینده از طرف مسئولین جواب قانع کننده ای جهت روشن شدن افکار عمومی اعلام نشود برای سایت نوروز راهی باقی نخواهند ماند جز اینکه اقدام به انتشار صحنه های دردناک پیکرهای خون آلود و کفن پیچ شده را که در زیر این قبور دفن شده اند ، نماید.
داغ شده توسط در هفتم شهريور ۱۳۸۸ ساعت 7:49 | لینک ثابت | نظر دهید


گزارش تحقیقی «موج سبز آزادی» درباره مدرک دانشگاهی وزیر علوم پیشنهادی دولت کودتا کامران دانشجو درباره مدرک دکترای خود دروغ می‌گوید در روزهای گذشته، ایمیل‌های زیادی درباره وضعیت مدرک تحصیلی گزینه پیشنهادی رئیس دولت کودتا برای تصدی وزارت علوم برایمان ارسال شد که ما را ملزم به بررسی بیشتر این موضوع ساخت. بررسی‌های اولیه «موج سبز آزادی» نشان می‌دهد که آقای دانشجو، همانند کسی او را را قائم‌مقام کشور کرد یعنی علی کردان، درباره مدرک تحصیلی‌اش دروغ‌های متعددی گفته و لازم است که نمایندگان مستقل مجلس قبل از آنکه او عامل دولت در وزارتخانه علوم، تحقیقات و فناوری شود، از وی بخواهند که درباره مدرکش توضیح دهد تا مانند ماجرای علی کردان چند ماه بعد مجبور به استیضاحش نشوند. به گزارش موج سبز آزادی، آقای کامران دانشجو که به عنوان عامل دولت کودتا در وزارت علوم پیشنهاد شده و قرار است مسئولیت دانشگاهیان کل کشور را به عهده بگیرد، خود با ابهام‌های جدی در خصوص مدرک دانشگاهی‌اش روبه‌روست. این در حالی است که او از سال‌ها قبل در دانشگاه علم و صنعت به عنوان «استاد تمام» مشغول تدریس است و با همین مدرک دانشگاهی در چندین مسئولیت مهم دولتی نیز حضور یافته است. وی در معرفی‌نامه‌اش به عنوان فرد پیشنهادی احمدی‌نژاد برای تصدی وزارتخانه، ادعا کرده که دارای مدرک «دکترای هوافضا از کالج لندن» است و مسئولان دولت نیز در تبلیغات برای رای اعتماد، همین عنوان را برای وی ذکر کرده‌اند. اما مشکل در اینجاست که در تاریخ انگلستان، دانشگاهی به نام «کالج لندن» وجود نداشته و ندارد! با این حال فرض می‌کنیم که تنها بیان نام فارسی دانشگاه دقیق نبوده و مشکل‌ساز شده است، مثلا شاید منظور کالج سلطنتی لندن است و یا کالج دانشگاهی لندن! از این رو به صفحه معرفی او در سایت دانشگاه علم و صنعت مراجعه می‌کنیم تا عنوان دقیق دانشگاه محل تحصیل وی در مقطع دکترا را پیدا کنیم. به هرحال اگر کسی سال‌ها در یک دانشگاه تحصیل کرده باشد، لااقل باید نام دقیق آن را بداند. اما با کمال تعجب می‌بینیم که در این صفحه، «دانشگاه منچستر انگلستان» به عنوان محل تحصیل آقای دانشجو در مقطع دکترا اعلام شده است! این تناقض، باعث تعجب بیشتر می‌شود و برای رفع ابهام مجبور می‌شویم به صفحه انگلیسی کامران دانشجو در سایت دانشگاه علم و صنعت برویم، اما باز می‌بینیم که در این صفحه نام جدیدی برای دانشگاه به شکل انستیتو امپریال منچستر اعلام شده است: Manchester Imperial Institute of Science and Technology, U.K. این عنوان ربطی به عنوان دانشگاه منچستر ندارد. اما باز تردید می‌کنیم و عنوان این مؤسسه آموزشی (که در واقع دانشگاه نیست) را در سایت گوگل جست‌وجو می‌کنیم تا از کیفیت و اعتبار آن مطلع شویم. ولی با کمال تعجب می‌بینیم که غیر از صفحات مربوط به آقای کامران دانشجو، در هیچ جای دیگر جهان اثری از این دانشگاه نیست! جالب است که در صفحه آقای دانشجو در سایت دانشگاه علم و صنعت، نام دانشگاه «کویین ماری» که در لندن قرار دارد اما ربطی به عنوان کالج لندن ندارد، به عنوان محل تحصیل مقطع لیسانس و نه دکترای آقای دانشجو اشاره شده است. این مجموعه تناقض‌ها، «موج سبز آزادی» را وادار کرد که بیشتر درباره سوابق دانشگاهی وی تحقیق کند. به لیست مقالات آقای دکتر مراجعه می‌کنیم. لیست بلند بالای مقالات ایشان هم در صفحه فارسی و هم در صفحه انگلیسی سایت دانشگاه علم و صنعت موجود است. این مقالات هم در ژورنال‌ها و هم سمینارهای داخلی و خارجی به همراه دانشجویانشان اسم ایشان را درج کرده است. اما با بررسی تک تک این مقالات از سایتهای مختلف، متوجه می‌شویم که نام دانشگاه ایشان همان دانشگاه علم و صنعت است و در دانشگاه‌های انگلیسی وی هیچ مقاله‌ای تولید نشده است. با دقت به تاریخ این مقالات متوجه می شویم که اولین مقاله وی در سال 1999 منتشر شده است. عجیب است! ایشان سال فارغ‌التحصیلی خود از هر دانشگاه مفروضی در انگلستان را ننوشته، اما سوابق اجرایی‌اش نشان می‌دهد که از سال 1368 به بعد در ایران حضور داشته است و در هر صورت از محالات است که ایشان دوره فوق لیسانس و دکترا را در لندن گذرانده باشد و محض رضای خدا حتی یک مقاله علمی هم نداشته باشد؛ تا آنکه اولین مقاله علمی را در سال 1999 نوشته باشند. تردید بیشتر می‌شود. به کتابخانه امپریال کالج لندن مراجعه می‌کنیم و پایان‌نامه‌ای به نام کامران دانشجو پیدا نمی کنیم. در کتابخانه دانشگاه منچستر هم چیزی پیدا نمی‌شود. به آرشیو پایان‌نامه‌های دکترای دانشجویان در کتابخانه ethos.bl.uk مراجعه می‌کنیم که باز هم در آنجا اثری از اسامی daneshjo یا daneshjoo یا daneshjou یافت نمی‌شود. هیچ اثری از تحصیل او در مقطع دکترا در انگلستان وجود ندارد، غیر از ادعای خود او. تحقیقات را گسترش می‌دهیم. به فرضیه‌ای بر می‌خوریم مبنی بر اینکه ایشان یکی از هشت دانشجوی ایرانی است که در جریان ماجرای سلمان رشدی از انگلیس اخراج شدند و در ایران دکترا گرفتند. هرچند اگر این درست باشد، خود نشانه‌ی دروغ بزرگ وی مبنی بر اخذ دکترا از دانشگاه‌های لندن و یا منچستر است، اما باز این فرض را بیشتر بررسی می‌کنیم. به روزنامه قدس 26 اسفند ماه می‌رسیم که خبری را به نقل از ایرنا نقل کرده است. عین خبر را ببینید: دانشجو: سفير ايران در لندن نمي شوم ايرنا- استاندار تهران با رد شايعه انتصاب خود به عنوان سفير ايران در لندن گفت كه پس از اخراج از انگليس در دوران دانشجويي، به اين كشور و همه كشورهاي عضو پيمان شينگن ممنوع الورود شده است. دكتر كامران دانشجو، استاندار تهران درباره برخي اخبار منتشرشده غيررسمي در مورد احتمال سفير شدن وي در لندن، گفت: من به انگليس ممنوع الورود هستم. وي توضيح داد: من در قضيه سلمان رشدي به همراه هفت دانشجوي ديگر، از انگلستان اخراج شديم و در گذرنامه من درج شده تا زماني كه موضوع سلمان رشدي وجود داشته باشد، من حق ورود به انگلستان و كشورهاي پيمان شينگن را ندارم. پس آقای دانشجو، دانشجو بوده که از انگلستان اخراج شده و لذا مدرکی دریافت نکرده است. تا این جای مشکل حل شد و دروغ اول وی ثابت شد. ایشان در سال 1989 از انگلستان اخراج شده، حق بازگشت هم نداشته و در عین حال ادعا می‌کند که سه مدرک دانشگاهی از آنجا گرفته است! قرار است با همین مدارک، وزیر علوم ایران هم بشود و دانشگاهها و مراکز آموزش عالی کشور را مدیریت کند. آیا اینها همه برای نمایندگان برانگیز غیر وابسته به دولت کودتا سؤال‌برانگیز نیست؟ اما ابهامات همچنان باقی است. بر فرض که او در ایران دکترا گرفته باشد؛ سؤال اول این است که از کدام دانشگاه؟ دست‌کم در سایت‌های دو دانشگاه صنعتی شریف و علم و صنعت تهران که بررسی‌های «موج سبز آزادی» نشان داد هیچ اثری از پایان‌نامه آقای دانشجو پیدا نمی‌شود. جا دارد نمایندگان مستقل مجلس از ایشان بخواهند جدا از دروغی که درباره اخذ مدرک دانشگاهی از کالج لندن و یا موسسه امپریال منچستر گفته است، توضیح دهد که مثلا اگر در ایران مدرک معادل گرفته، از کدام دانشگاه بوده و پایان‌نامه‌اش کجاست. و سؤال دوم اینکه ایشان در دانشگاه علم و صنعت تهران به رتبه استاد نائل شده است. دانشگاهیان به خوبی می‌دانند که طی مدارج مختلف برای رسیدن به مرحله استاد تمامی، بسیار سخت است و نیاز به تولید مقالات بسیار و سرپرستی تعداد زیادی دانشجوی دکترا و فوق لیسانس دارد. اکنون با مقایسه رزومه تحصیلی جناب آقای دانشجو با یکی دیگر از اعضای هیات علمی همان دانشگاه که اتفاقا به واقع هم در دانشگاه منچستر تحصیل کرده است، هم می‌توان دید که چگونه باید ارجاعات معتبر به دانشگاه استاد و پایان‌نامه دکتری و فوق لیسانس داشت، و هم می‌توان مقایسه کرد حجم مقالات و فعالیتهای علمی دو طرف را، در حالی که یکی دانشیار باقی مانده است و دیگری که طی این مدت همواره مشغول فعالیت‌های اجرایی در مناصب دولتی مانند استانداری، معاونت و ... بوده و فرصتی برای کار دانشگاهی نداشته، توانسته به درجه استاد تمام برسد. این دو صفحه را ببینید و مقایسه کنید: http://www.iust.ac.ir/find-14.1958.1488.fa.html http://webpages.iust.ac.ir/msharifi کامران دانشجو که در انتخابات پر حرف و حدیث دهم ریاست‌جمهوری، رئیس ستاد انتخابات وزارت کشور بود، توسط علی کردان به قائم مقامی این وزارتخانه منصوب شد. کردان هنوز دو ماه از امضای این حکم نگذشته بود که به جعل و تقلب متهم و برکنار شد. حال آیا نوبت کامران دانشجو رسیده است؟ و آیا اگر ثابت شود که او در اعلام آخرین مدرک دانشگاهی‌اش دروغ گفته و تقلب کرده، نمی‌توان حدس زد که چنین فردی می‌تواند در آرای مردم نیز دست ببرد، عامل تقلب باشد و همزمان در روز روشن در صداوسیما به مردم دروغ بگوید؟

داغ شده توسط در هفتم شهريور ۱۳۸۸ ساعت 7:30 | لینک ثابت | نظر دهید

متاسفانه امروز عصر یعنی روز 6 شهریور 1388 یک دوستی پیام گذاشته بود و یکم مطالب توهین آمیز نوشته بود .

این دوست عزیز از جناح اصول گرایان بود .

من به این دوست عزیز و تمام کسانی که به این پایگاه سر میزنند این را باید بگویم که هدف ما اطلاع رسانی است ما به هیچ حزب یا گروهی توهین نمیکنیم و از شما عزیزان هم میخواهم که این حرمت ها نشکنید .

چون رو در رو ایستادن و به هم توهین کردن و الفاظ رکیک به هم دادن اصلاً کار درستو انسانی نیست

شما هم میتوانید مثل انسانهای متمدن نظر خود را بنویسید

بنده به عنوان مدیر این وبلاگ از تمام بازدید کنندگان این در خواست را دارم و در پیاین این را اضافه میکنم که هدف ما رسیدن به جامعه آزاد ( آزاد از نظر خدا) و متمدن است

داغ شده توسط در ششم شهريور ۱۳۸۸ ساعت 22:33 | لینک ثابت | نظر دهید

نام: یزدان پناه
سمت: عضو سپاه پاسداران،زندانبان بند چهار زندان عادل باد.

yazdan_panah08_1

مسئول بند مخوف موسوم به ٤٩. مسئول انفرادیهای مخوف اندرزگاه در عادل آباد. داماد مجید تراب پور رئیس زندان عادل آباد و رئیس سازمان زندان های فارس، کهکیلویه و بویراحمد وعضو کمیسیون قتل عام زندانیان شیراز در سال ۶۷
جرم:شکنجه بی حد و حساب زندانیان سیاسی از جمله خود من در زندان عادل آباد شیراز در دهه شصت. تجاوز به دختران باکره قبل از اعدام.مسئول مستقیم مرگ نوجوان شانزده هفده ساله ای بنام مصطفی دشتبان در انفرادی اندرزگاه عادل آباد در سال شصت و پنچ.
توضیح: دو روایت در مورد مرگ مصطفی دشتبان وجود داشت. یکی اینکه مورد تجاوز جنسی یزدان پناه قرار گرفت وبعد با شلنگ توالت انفرادی خود را حلق آویز کرد. روایت دیگر آنکه به دلیل مقاومت در مقابل تجاوز یزدان پناه توسط وی با شلنگ آب توالت خفه شد . روایت دوم به نظر ما صحیح تر بود چون اولان اگرچه مصطفی خوش سیما و جوان بود، ولی بسیار قوی بود. دوم به دلیل سقف بلند انفرادی های اندرزگاه امکان آن که کسی خودش را حلق آویز کند بسیار کم بود
یزدان پناه بعد از قتل عام سال شصت و هفت به دلیل بد نامی نام خود را تغییر داد و با نام دیگری در سمت مسئول دفتر زندان عادل آباد کارش را در زندان ادامه داد.
che-mishavad.blogspot.com

داغ شده توسط رامین در ششم شهريور ۱۳۸۸ ساعت 17:25 | لینک ثابت | نظر دهید

بین تقاطع خیابان فلسطین و انقلاب با چهار راه ولیعصر خیابانی هست به اسم برادران مظفرنبش این خیابان فروشگاه جورابان است و کمی که داخل می شوید سمت راست قبل ازرسیدن به ورودی پشتی بازار کامپیوتر رضا درب یک پارکینگ را می بینید که روی آن نوشته توقف ممنوع و به ظاهر جای خاصی نیست. اما در حقیقت درب ورودی زندانی زیر زمینی است که به حیاط کوچکی باز می شود. داخل این حیاط کوچک جای پارک کردن دو یا به سختی سه ماشین است و یک در آهنی شما را به زیر زمینی هدایت می کند که در حقیقت زندان مخوفی است که حداقل تا زیر دانشکده هنر و معماری آزاد که نبش تقاطع انقلاب وفلسطین است ادامه دارد. در طول دو ماه اخیر هم تعداد زیادی از بازداشتی ها را به آنجا

che-mishavad.blogspot.com/

che-mishavad_blogspot_com

داغ شده توسط رامین در ششم شهريور ۱۳۸۸ ساعت 17:23 | لینک ثابت | نظر دهید

محمود احمدی‌نژاد که امروز به عنوان سخنران پیش از خطبه‌های نماز جمعه تهران سخن می‌گفت، اقدامات خلاف در بازداشتگاه‌ها را «سناریوی دشمن» نامید و خواستار «برخورد جدی» با کسانی که آن‌ها را «سران جریان و عوامل اصلی اغتشاشات» خواند شد.
محمود احمدی‌نژاد می‌گوید که حمله به کوی دانشگاه و «اقدامات خلاف در بازداشتگاه‌ها» توسط «وابستگان به جریان براندازی» انجام شده و بخشی از اجرای سناریوی «دشمن» بوده‌است.

f_erter105m_006ee17


وی در ادامه سخنرانی امروز خود افزود: «ساحت نیروهای انقلاب و نیروهای امنیتی، نظامی و انتظامی و اطلاعاتی ما از این گونه اقدامات شرم‌آور مبرا است.»
در هفته نخست پس از انتخابات، نیروهای امنیتی و انتظامی با حمله به کوی دانشگاه تهران، دانشجویان معترض به نتایج انتخابات را مورد ضرب و شتم قرار دادند.
بر اساس گزارش‌های منتشر شده در رسانه‌ها که مورد تأئید مقامات رسمی ایران نیز قرار گرفته‌است، بسیاری از بازداشت‌شدگان اخیر مورد شکنجه قرار گرفته‌اند. مهدی کروبی، دبیر کل حزب اعتماد ملی نیز هفته گذشته اسنادی مبنی بر تجاوز جنسی به برخی بازداشت‌شدگان اخیر منتشر کرده‌است.
آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران پس از انتشار خبر کشته شدن فرزند یکی از نیروهای محافظه‌کار در بازداشتگاه کهریزک، دستور تعطیلی این بازداشتگاه را صادر کرد.
آقای احمدی‌نژاد در بخشی از سخنرانی خود گفت: «مطمئن باشید نفوذی‌های جریان برانداز در سناریوی دشمن فساد کردند و این گونه اقدامات را انجام دادند.»
وی از مسئولان امنیتی و قضایی درخواست کرد: «با کسانی که در لباس دوست دست به این اقدامات غیرانسانی زدند با آن‌ها بدون گذشت و با قاطعیت برخورد شود چرا که این افراد دو خیانت مرتکب شدند اول این‌که به مردم ضربه زدند و دوم چهره پاک نظام جمهوری اسلامی را مشوش کردند.»

محمود احمدی‌نژاد خواستار «برخورد جدی» با کسانی که آنها را «سران جریان و عوامل اصلی اغتشاشات» خواند شد
آقای احمدی‌نژاد همچنین خواستار «برخورد جدی» با کسانی که آنها را «سران جریان و عوامل اصلی اغتشاشات» خواند شد و گفت که این افراد «خط دشمن» را پیاده کرده‌اند.
وی ادامه داد: «مبادا عناصر اصلی اغتشاشات از مصونیت و امنیت برخوردار باشند و فقط عناصر فریب‌خورده مجازات شوند.»
هفته گذشته تارنمای نوروز از ارائه طرح بازداشت میرحسین موسوی، مهدی کروبی و ۹ تن دیگر از سران اصلاح‌طلب در شورای امنیت ملی خبر داده بود. بنا به این گزارش با وجود اصرار محمود احمدی‌نژاد به اجرای این طرح، مقامات ارشد جمهوری اسلامی با اجرای آن مخالفت کرده بودند.
آقای احمدی‌نژاد معترضان به نتایج انتخابات را «فریب‌خوردگانی» دانست که در سناریوی «دشمن» بازی کرده‌اند و افزود: «در این اتفاقات به عده‌ای از مردم آسیب وارد شد و برخی از مردم کشته شدند و این ناجوانمردانه‌ترین نحوه برخورد با ملت ایران و انتخابات پاک ملت ایران بود.»
مقامات جمهوری اسلامی تا کنون کشته شدن نزدیک به ۳۰ نفر را در جریان اعتراضات اخیر تأئید کرده‌اند. کمیته پی‌گیری وضعیت بازداشت‌شدگان ستادهای مهدی کروبی و میرحسین موسوی از مرگ دست‌کم ۶۹ نفر در این رویدادها خبر داده‌است.
محمود احمدی‌نژاد با بیان این‌که حوادث پس از انتخابات تلخ بود، نتیجه آن را «شیرین» دانست و گفت: «عده‌ای مردم بی‌گناه آسیب دیدند اما بدخواهان رسوا شدند.»
آقای احمدی‌نژاد افزود: «بسیجی‌های ما در خیابان‌ها فداکارانه کتک خوردند اما مراقب حقوق و اموال عمومی بودند تا مبادا به کسی آسیبی نرسد، آن‌ها کتک خوردند اما صدایشان درنیامد.»
این سخنان آقای احمدی‌نژاد در حالی بیان می‌شود که تصاویر ویدئویی و عکس‌های پرشماری که از جریان سرکوب معترضان پس از انتخابات در دست است روایتی دیگر از درگیری‌ها را نشان می‌دهد.
این تصاویر که در رسانه‌های سراسر جهان به کرات پخش شده‌است صحنه‌های ضرب و شتم راهپیمایان، دستگیری آن‌ها با اعمال زور، و تخریب خودروهای شخصی توسط نیروهای بسیجی و دولتی را نشان می‌دهند.
آقای احمدی‌نژاد با بیان این‌که «دشمنان» در صدد راه‌اندازی انقلاب مخملین در ایران بودند، گفت که آنها هم در انتخابات و هم در حوادث بعد از آن شکست خوردند.

محمود احمدی‌نژاد: وزیر خارجه بریتانیا گفته‌بود این بار کار نظام جمهوری اسلامی را تمام خواهیم کرد
محمود احمدی‌نژاد گفت: «در این انتخابات امید دشمنان این بود که با پول، رسانه‌های مختلف و کارشناسانی که توانسته بودند انقلاب‌های رنگین را در نقاط دیگر دنیا هدایت و پیروز کنند، به اصطلاح کار را در ایران تمام کنند.»
وی ادامه داد: «یکی از وزرای خارجه کشورهای دوست به ما گفت که وقتی به وزیر خارجه استعمار پیر گفته‌ام که چرا در امور ایران دخالت می‌کنید، او گفته‌است که این بار کار نظام جمهوری اسلامی را تمام خواهیم کرد و وقتی به او گفتم که شما انقلاب و رهبری و مردم ایران را نمی‌شناسید، او می‌گفت این دفعه همه چیز را حساب کرده‌ایم.»
محمود احمدی‌نژاد انتخابات ریاست جمهوری را «پاک‌ترین و سالم‌ترین» انتخابات عنوان کرد و مدعی شد که معترضان به نتایج انتخابات، هیچ سندی مبنی بر تقلب در انتخابات ارائه نکرده‌اند.
وی ادامه داد: «متهم کردن دولت و نظام به دروغ و تقلب یک ابزار شناخته‌شده جنگ روانی برای توطئه‌گران است.»
مهدی کروبی و میرحسین موسوی دو نامزد اصلاح طلب در نامه‌هایی جداگانه دلائل خود برای به رسمیت نشناختن نتایج انتخابات و اعمال تقلب در برگزاری انتخابات دهم ریاست‌جمهوری را به مقامات ذی‌ربط ارائه کرده‌اند

zamaaneh.com/

داغ شده توسط رامین در ششم شهريور ۱۳۸۸ ساعت 17:21 | لینک ثابت | نظر دهید

خوب بالاخره بعد از کش و قوس هایی مضحکه چهارم  هم برگزار شد. جالب است این سریال های تلویزیونی علیرغم اهمیتی که به لحاظ تأثیراتش بر بینندگان محترم از نظر تهیه کنندگان آن دارد،‌ چندان مورد توجه قرار نمی گیرد. البته در ابتدای کار هیجاناتی برای چند دسته وجود دارد:

١- خود تهیه کنندگان محترم که می خواهند دست پختشان را پس از نزدیک سه ماه زحمت و تلاش ببینند.

٢- آمران و اربابان که از سال ها قبل کلی حساب باز کرده اند برای این سناریوی مخملی

3- تحلیل گران منصفی که می خواهند با دیدن آن به نقد و بررسی شرایط و اوضاع روز جامعه بپردازند.

4- تحلیل گران خارجی و ناظرین بین المللی که چه با سوء نیت و چه با حسن نیت بر اساس نحوه تشکیل دادگاه، و واژه واژه کیفرخواست و دفاعیات و روند دادرسی و قبل از آن نحوه غیرقانونی بازداشت ها و اعتراف گیری ها و بالاخره حکم ها و قضاوت ها، تحلیل و داوری می کنند.

4- گروهی از مردم که بالاخره باید اوقات فراغتشان به نحوی پر شود.

5- گروه دیگری از مردم که هنوز تصور می کنند این رسانه میلی دانشگاه است و هرچه از آن پخش شود وحی منزل.

6- و بالاخره خانواده های زندانیان سیاسی که دلشان لک زده برای دیدن روی ماه عزیزانشان که ظاهرا صدا را خاموش می کنند و سیما را می نگرند تا از زبان بدن بخوانند همه خواندنی ها را .

ظاهرا جز تأثیر این نمایش بر گروه دوم و پنجم چیز دیگری مطمح نظر تدارک کنندگان قرار ندارد و هم از این رو سریال های مخملی خود را تا شماره سه ادامه داده اند و لابد این آخری به نظر خودشان از نظر تکمیل پرو‍ژه حذف احزاب سیاسی قدرتمند قانونی کولاک کرده استعینک احزابی چون مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که همه فعالیت هایشان در چارچوب قانون و حتی برای استقرار و حاکمیت قانون و البته تحت کنترل کامل نیروهای اطلاعاتی و امنیتی بوده است که به گفته خودشان و بازجوهای بعضی اعضای محترم حزب که گفته شده از وقتی نوجوانی بیش نبوده اند تحت کنترل و نظارت آن به آن قرار داشته اند و ذره ای از رفتار و گفتارشان از زیرچشمان تیزبین سربازان گمنام امام زمان دور نمانده است. و حالا لابد پس از نمایش رقت بار علنی دیروز با حضور سعید حجاریان که سال ها پیش به حکم مجتهدنمایی حکم تیرش صادر شد و توسط انسان نمایی اجرا شد و به اراده الهی و با عجز و لابه و التماس یک ملت به دنیا بازگشت تا بازهم شاهد فجایعی به نام دین باشد . در بیدادگاهی که نه خانواده ها اجازه حضور یافتند و نه وکلای اصلی زندانیانی که گناهشان شرکت و افزایش مشارکت مردم در انتخاباتی آزادبوده است، افتخار می کنند که دهان منتقدین را خرد و احزاب قانونی را از هستی ساقط کرده اند. در حالی که این خیال خام می تواند آن ها را تنها دمی دلخوش کند و الله خیرالماکرین.

یکی از بلاگرهای خوش ذوق که دست برقضا قرابت سیاسی و فکری چندانی هم با ما ندارند اما اهل انصافند، مطلبی را تحت عنوان زبان حال و بدن اصلاح طلبان ( http://kelash.persianblog.ir/post/396) نگاشته که هرچند حاصل برداشت های شخصی خود ایشان است اما می تواند تأمل برانگیز باشد و ما خود نیز به این زبان بدن خصوصا وقتی که امکان ابراز منویات درونی از طریق زبان و کلام وجود ندارد، اعتنای زیادی داریم. البته خانواده ها در زمان تشکیل دادگاه از ابتدا تا انتها یعنی حدود 4 بعداز ظهر فقط به صورت جسته و گریخته اخباری را از دادگاه می شنیدند و امکان حظ بصر نداشتند اما شکوه دیدار زمانی همه را از خود بی خود کرد که عزیزان دربند جور، یکی یکی از در دادگاه به قصد حرکت به سمت منزلگاه نامأنوسشان در زندان اوین روانه شدند و به محض این که در آستانه در قرار گرفتند با فریاد شادی خانواده ها روبرو شده و از عالم تحیری که براثر حضور در مضحکه ای غریب ساعاتی پیش به در آمدند. اولین قهرمان :‌امین زاده . الهه فریاد کشید : سلام آقای امین زاده سلامت باشید. همه جویای احوالتان هستند. و فریادی دیگر: شما قهرمانید این را همه می دانند. حالا این قامت همسرجان ماست که بر آستانه درب خروجی نوید سلامت و صلابت می دهد و فریاد من : سلام مصطفی جان خوبی سلامتی قهرمان؟ قهرمان من و همه ملت ایرانقلب جلوتر که می آید گردنبند طبی را بر گردنش می بینم و ناگهان برآشفته فریاد می زنم : با تو چه کردند این از خدا بی خبرها .گردنت؟ بروجردی به دروغ به من گفت تو سلامتی؟ همه می دانند این ها دروغگویند . دادگاهشان، اعترافاتشان، همه دروغ هایشان برای هیچ کس باورکردنی نیست. می برندش که سوار ماشینش کنند و من همچنان فریاد می زنم از عمق جان و درد می پیچد در دلم و همان معده درد لعنتی که انگار این بار از ایادی این لشکر کفر است که آمده مرا خاموش کند و من تسلیم نمی شوم . کسی از میان مآموران با لباس شخصی نزدیک می آید و می گوید: بس است . ساکت. به سویش براق می شوم و می گویم که هستی؟ می گوید مأمور دولت می گویم من هم مأمور دولت بودم ولی نه دولت کودتا کنار برو می خواهم ببینم چه بلایی سر همسرم آورده اند این ...ها. مردک تهدید به بازداشت می کند و من تلخ می خندم و می گویم ما را از چه می ترسانید عزیزترین هایمان را گرفته اید کافی نیست؟؟؟؟؟؟؟؟الهه جلو می آید با پرخاش به مردک می گوید راحتش بگذارید و آبی بر سر و روی من می پاشد. حالا مصطفی دوباره از ماشین پیاده شده گردنبند را درآورده رو به من می گوید : عزیزم من خوبم چیزی نیست همان آلتروز است و من فریاد می کشم تو خوب بودی سالم بردندت و به من گفته اند سلامتی . می گوید : خوبم می خواهد نگران نباشم ولی مگر می شود. فریاد می زنم قهرمانید همه پشت شما هستند. همه مراجع  همه بزرگان همه مردم همه ایران . مردک می گوید : از خودت مایه بگذار . می بینم حقیرتر از آن است که پاسخش دهم .در این فاصله میردامادی دبیرکل محبوبمان هم بیرون آمده و خانواده اش برایش ابراز احساسات می کنند و همه ما برایش دست تکان می دهیم و فریاد می کنیم: میردامادی قهرمان و من می گویم پدربزرگ شدنت مبارک دکتر! فریاد هنگامه رضوی همه را به خود می آورد: بهزاد عزیزم سلام خوبی؟ دوستت دارم. عاشقتم قهرمان . مقاوم باش چریک پیر مقاوم بمان این خواسته من و یاسر و میثم از توست و خواسته همه . حالا همه اشک ها سرازیر است . انگار همه جان ما در صدایمان است و چشم ها که لحظه ای دیدار را از دست ندهند و کاش ابدی می شد این لحظات باشکوه . پشت سر او رمضانزاده از راه می رسد که ناگهان غریو عبدالله شیره بلند می شود و اشک شوق جاری می شود از چشمان سخنگوی دولت اصلاحات و حالا نوبت صفایی فراهانی است و فریادهای تحسین آمیز ما که همه عزیزانمان را بهت زده کرده بعد از بهت و شوک دادگاه فرمایشی و ناگهان همه شان می شکفند مانند گل های بهاری و مشت ها گره کرده می شود و فریاد ما پیروزیم ما پیوند می خورد با لبخندهای آنان بر چهره های مصممشان و ... همسر صادق نوروزی وقتی درب دادگاه بسته می شود کم مانده نقش زمین شود آرام می گوید: صادق نیامد چه می کنند با او؟و من زود می گویم حجاریان،محمدرضا، محمد قوچانی، شهاب، سعید و بقیه هم از این در نیامدند عزیزم از در دیگر رفته اند نگران نباش و مریم و همسر لیلاز و ... سرم را پایین می اندازم تا اشک را نبینم که بی قرار می خواهد از چشمانشان جاری شود می گویم انشاء‌الله ملاقات حضوری می گیرد .باید بگیرید. فکر کنم این ها جایشان فرق دارد و شرایطشان لابدناراحت  و راه می افتم به سمت پارکینک برای رسیدن هرچه زودتر به مراسم ختم قرآن و دعا. گویی خبرهایمان زودتر از خودمان به مجلس رسیده است وقتی صدای الله اکبر بلند می شود یک حس عجیب سرخوشی ما را در برمی گیرد .

و شب خود داستان دیگری دارد . فصلی دیگر از این دفتر!

داغ شده توسط یک دوست در ششم شهريور ۱۳۸۸ ساعت 11:3 | لینک ثابت | نظر دهید


اكنون حتي مطابق با تئوري‌هاي حكومتي ولايت فقيه، شرايط علي خامنه‌اي براي رهبريت جمهوري اسلامي سلب شده است. وقوع جنايتهاي جاني و جنسي توسط نيروهاي تحت امر رهبر ايران، چه با اطلاع وي صورت گرفته باشد و چه بي اطلاع او، شرايط عدالت و آگاهي وي را براي ادامه رهبريت حكومت ديني ايران سلب مي‌كند. تلاش او براي انتساب اعتراضات خودجوش به عوامل خارجي تلاشي بي حاصل است و ادعاي او حتي مورد ترديد طرفداران و نزديكان نيز مي‌باشد. حكومت علي خامنه‌اي امروز عملاً مشروعيت خود را از دست داده و تنها طرح رسمي سئوال از سوي شخصيت‌هاي سياسي و مذهبي سرشناس كافي‌ است تا اين زوال مشروعيت را آشكار سازد

داغ شده توسط یک دوست در ششم شهريور ۱۳۸۸ ساعت 11:1 | لینک ثابت | نظر دهید


بر اساس خبرهای رسیده، چند تن از سران جناح راست به دیدار آیت‌الله هاشمی رفسنجانی رفته‌اند و از او خواسته‌اند برای حل بحران به صحنه بیاید، اما او به آنها پاسخ منفی داده است. به گزارش موج سبز آزادی، در روزهای گذشته چند تن از چهره‌های شاخص و کهنه‌کار جناح محافظه‌کار با هاشمی رفسنجانی ملاقات کرده‌اند و از او خواسته‌اند در بحران سیاسی اخیر فعال‌تر باشد و برای حل مشکلات و ایجاد نوعی توافق بین طرفین دعوا تلاش کند. بر اساس این گزارش، سران جناح راست نسبت به تبعات سیاسی این شرایط ابراز نگرانی کرده و به رئیس مجلس خبرگان گفته‌اند: این حوادث دارد برای نظام گران تمام می‌شود. این گزارش در عین حال حاکی است که هاشمی در پاسخ آنها گفته است: من حرفهای خود را در نمازجمعه گفته‌ام و تنها راه حل همان مواردی است که توضیح داده‌ام و حرف و پیشنهاد جدیدی ندارم

داغ شده توسط یک دوست در ششم شهريور ۱۳۸۸ ساعت 10:49 | لینک ثابت | نظر دهید


ما رو باش! خیال میکردیم حالا که تجاوزات جنسی در بازداشتگاهها محرز شده و حجت الاسلام خامنه‌ای هم آنرا اعتراف کرده٬ از فردا همه مامورین و بازجویان متخلف را می‌گیرند و چوب توی آستین‌شان میکنند. زهی خیال باطل! اصلا از این خبرها نیست. الان بین علما اختلاف هست مبنی بر اینکه اولا باید معلوم شود تا کجا دخول شده؟ آیا تا ختنه‌گاه بوده و یا تا دسته؟ ثانیا آیا تجاوزگزار به قصد قربت این عمل را بجا آورده و یا همینطوری بخاطر سرگرمی و مزاح؟ ثالثا آیا موقع ارتکاب عمل منافی عفت تجاوز جنسی٬ چهار عادل آن صحنه را شاهد بودند و یا آنها هم توی صف بوده‌اند تا نوبت‌شان برسد؟ از همه مهمتر اینکه اگر تجاوز جنسی بوسیله شیشه نوشابه شده صورت گرفته باشد حکم شرعی‌اش چگونه است؟ آیا نوشابه استعمال شده کوکاکولا بوده یا کانادادرای؟ آیا سرپوش فلزی نوشابه را درآورده بودند و یا همینطوری فرو کرده‌اند؟ آیا محتویات نوشابه را قبل از اینکه شیشه‌اش را به کسی استعمال کنند نوشیده بودند و یا بعد از عمل اینکار را کرده‌اند؟ تازه٬ با فرض اثبات همه اینها٬ گناه انجام شده متوجه «شخص شیشه نوشابه» است و غسل بر او واجب میشود و نه بر صاحب شیشه! همانطور که ملاحظه میفرمایید خوشبختانه باب دبه درآوردن در فقه شیعه بسیار باز و گسترده است و همانطور که در جریان فجایع ۱۸ تیر چند سال قبل٬ همه تخلفات به گم شدن یک دستگاه ریش تراش در خوابگاه دانشجویان ختم شد٬ این بار هم همه تقصیرات به کارخانه نوشابه سازی پارسی کولا ختم خواهد شد که چرا سایز شیشه‌هایش را اینقدر غیر استاندارد درست کرده که ماتحت بچه‌های مردم را پاره میکند

این هم سخنان امام جمعه ارومیه آیت الله العظمی ملا حسنی

داغ شده توسط یک دوست در ششم شهريور ۱۳۸۸ ساعت 10:47 | لینک ثابت | نظر دهید