کامپیوتر و موبایل
داغ شده توسط یک دوست در چهاردهم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 17:52 | لینک ثابت | نظر دهید

مردم در مقابل خانۀ ملت با شعار دیکتاتور کوتوله بیا بیرون تجمع کردند / تهران , خبرنگارآژانس ایران خبر ساعت ۱۱٣۰: مردم از خیابان فخر آباد با شعارهای مرگ بر دیكتاتور مرگ برخامنه ای استقلال آزادی جمهوری ایرانی به طرف مجلس در حال حركت هستند كه با برخورد ماموران ضد شورش و لباس شخصی مواجه شدند. تعدادی دیگری از مردم در جلو مجلس با شعار كوتوله بیا بیرون تجمع كردند كه نیروهای خودسر و لباس شخصی از داخل دبیرستان اتحاد به مردم حمله كردند و مردم را مورد ضرب و شتم قرار دادند تعداد زیادی از زنان و جوانان زخمی و بازداشت شدند. به علت ازدحام جمعیت نیروهای ضد شورش برای پراكنده كردن از گاز آشك آور استفاده كردند
کانکس پلیس در محل بازار به آتش کشیده شد ، شماری از زنان که مورد ضرب و شتم وحشیانه قرار گرفته بودند به بیمارستان منتقل شدند / خبرنگارآژانس ایران خبر , تهران ساعت ٣۰/۱۱ الی٣۰/۱۲ : نیروهای لباس شخصی و بسیجی در خیابان بهارستان پایین تر از بیمارستان طرفه و جلو سازمان برنامه بودجه و تقاطع خیابان بهارستان - مجاهدین به مردم حمله كردند و زنان و جوانان را مورد ضرب شتم قرار دادند . تعداد زیادی از زنان و جوانان را دستگیر و به مكان نامعلومی منتقل كردند.تعدادی از زنانی كه در اثر وحشیگری های نیروهای مزدور حكومتی مجروح شده بودند با آمبولانس به بیمارستان منتقل شدند.در حال حاضر جمعیت داخل خیابان بهارستان جمع شده اند تا خود را به خبرنگاران خارجی که در مراسم تحلیف احمدی نژاد شرکت کرده اند نشان دهند , جمعیت به قدری است که پلیس دیگر اجازه ورود به خیابان نمیدهد.درعین حال نیروی انتظامی وسایر نیروهای سركوبگر به كوچه ها رفته اند تا جلب توجه خبرنگاران خارجی واعضای سفارت خانه ها را نكنند واوضاع را عادی جلوه دهند.كانكس پلیس درمحل بازار به آتش كشیده شد
مردم مهمانان خارجی را که در مراسم تحلیف شرکت کرده بودند هو کردند / خبرنگارآژانس ایران خبر تهران ساعت ۱۲٣۰: مراسم باصطلاح تحلیف تمام شده است , وقتی مهمانان خارجی خارج می شدند مرد م آنها را هو كردند , نیروهای سركوبگر انتظامی به مردم حمله كردندولی مردم كوتاه نیامدندو تا آخرین ماشین كه خارج شد ماشین را هو كردند
تهران : اوضاع بحرانی است / خبرنگارآژانس ایران خبر , تهران ساعت ۱۲۴۰ : تظاهرات مردم به میدان ۷ تیر و دانشگاه تهران كشیده شد. از ناصر خسرو تا سبزه میدان مغازه ها بسته است اینجا لباس شخصی زیاد است و هم چنین جمعیت زیاد است و اوضاع بحرانی است

داغ شده توسط یک دوست در چهاردهم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 17:50 | لینک ثابت | نظر دهید

حکومت نظامی با ده‌ها هزار نيروی امنيتی در مراسم تحليف
خبرنامه گويا:

درحالی که مراسم تحليف محمود احمدی نژاد در مجلس برگزار شد، تقريبا حکومت نظامی در خارج از مجلس و مرکز شهر تهران حکمفرما ست و کسی اجازه تردد و ايستادن به شعاع يک کيلومتر از ساختمان مجلس را ندارد. تمامی مغازه‌ها و پاساژ‌های مرکز تهران به فرمان نيروهای امنيتی بسته شد و پياده‌روهای خيابان جمهوری حد فاصل ميدان بهارستان تا چهارراه استامبول به شدت در کنترل چماقداران قرار دارد.

در روز تحليف محمود احمدی‌نژاد هزاران نيروی امنيتی و بسيج در اطرف مجلس شورای اسلامی و ميدان بهارستان حضور دارند تا مانع تجمع معترضان به نتيجه انتخابات شوند.

ده‌ها هزار نيروی امنيتی از ميدان امام حسين تا ميدان انقلاب و از ميدان جمهوری تا ميدان بهارستان و همچنين از ميدان خراسان تا ميدان ارگ و نيز ميدان امام خمينی حضور دارند که بيشتر نيروهای بسيجی بوده و آرايش نظامی زنجيره‌ای به فاصله حدود دو متر از يکديگر تشکيل داده اند.

تمامی خيابان‌های منتهی به ميدان بهارستان از چهار سو توسط ماشين‌های جرثقيل راهنمايی و رانندگی بسته شده و تردد خودروها در اين مناطق وجود ندارد. ترافيک سنگينی از اين بابت در خيابان سعدی و خيابان انقلاب تهران ايجاد شده و تنها موتورسيکلت‌های متعلق به چماقداران بسيجی حق تردد در مناطق مرکزی شهر تهران را دارند.

ميزان تشديد تدابير امنيتی به حدی شدت دارد که امکان تجمع بيش از دو نفر نيست. تعداد زيادی در ساعات اوليه صبح توسط نيروهای بسيج و امنيتی دستگير شدند. به واقع هر کس در ميدان بهارستان ايستاده بود دستگری شد. اما در اواسط روز با بيشتر شدن تعداد تجمع‌کنندگان نيروهای بسيجی اقدام به پرتاب گاز اشک‌آور و ضرب و شتم شديد مردم کردند.

همه ساختمان‌های مشرف به ميدان بهارستان در اشغال ماموران لباس شخصی بود و با دوربين فعاليت حاضران در ميدان و ساختمان‌های روبرو را زير نظر داشتند. ايستگاه های مترو بهارستان و ملت نيز از ابتدای ساعت کاری مترو بسته شد و به مسافران حاضر ايست‌گاه‌ها اعلام شد که ترن مترو در دو ايستگاه مذکور توقف نخواهد کرد.

عابران و حاضران در ميدان بهارستان و خيابان‌های اطراف از مشاهده ده‌ها هزار نيروی امنيتی و لباس شخصی ضمن ابراز شگفتی آن را نسبت به تجمعات قبلی بی‌سابقه عنوان کردند. تعداد نيروهای بسيج به حدی زياد بود که می توانستند به راحتی مسافران به سمت ميدان بهارستان را مورد پرسش و گزينش قرار دهند. نيروهای امنيتی در چهارراه‌های مخبرالدوله و پل چوبی و همچنين ابتدای بيمارستان شفا واقع در ضلع شرقی مجلس شورای اسلامی مانع از ورود تعداد زيادی از جوانان به ميدان بهارستان ‌شدند و تنها به مردان و زنانی اجازه ورود می‌دادند که مطمئن می‌شدند از برای کار اداری و يا روزانه است.

در چند مورد به در مدتی کوتاه گروهی که با زحمت خود را به ميدان بهارستان رسانده بودند، شروع به سر دادن شعار و بانگ الله اکبر کردند که به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. نيروهای بسيجی به هيچ کس فرصت نداده و حتی کودکان، مردان و زنان سالخورده را نيز با باتوم می‌زدند.

بر اثر شدت يورش نيروهای لباس شخصی و چماقدار به مردم تعداد زيادی مجروح شدند. ده‌ها تن دستگير و توسط خودروهای "ون" پلاک شخصی متعلق به نيروهای امنيتی به مکان نامعلومی منتقل شدند. عده‌ای از دختران و پسران جوان که با گوشی‌های همراه خود سعی در تصويربرداری داشتند، سريعا توسط ماموران شناسايی و مورد ضرب و شتم قرار گرفته و ضمن توقيف موبايل‌هايشان دستگير شدند.

بيشترين و پررنگ‌ترين حضور نيروی انتظامی و گارد ضد شورش در داخل محوطه حياط مجلس و اطراف نرده‌های ساختمان مجلس بود. اما هزاران نفر از نيروهای بسيج با جليقه‌های متحد الشکل در خيابان‌های اطراف به ترتيب زنجيره‌ انسانی در کنار يکديگر و با تجهيزات کامل کنترل شهر را در دست داشتند.

نيروهای لباس شخصی و چماقدار نيز با موتور سيکلت‌های خود اقدام به شناسايی جوانان و دستگيری‌ می‌کردند.

در روز تحليف محمود احمدی نژاد در مجلس ميزان دستگيری‌ها بسيار گسترده بود و تا لحظه مخابره خبر (ساعت ۱۲ به وقت تهران) ده‌ها نفر توسط نيروهای امنيتی به مکان نامعلوم منتقل شدند.

داغ شده توسط یک دوست در چهاردهم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 17:49 | لینک ثابت | نظر دهید

گزارش یک شاهد عینی از درگیری های امروز

گزارش تجمع 14 مرداد که از طرف یکی از خوانندگان برایم ارسال شده است:
قرار بود تجمع از ساعت 9 شروع شود... من از 9:10 به سمت میدان بهارستان راه افتادم... وقتی به آنجا رسیدم جمعیت زیادی آنجا حضور داشت ولی منسجم نبود فقط مردم راه می رفتند و دور میدان بهارستان-بیشتر ضلع شمالی – را پیاده طی می کردند. تا این که خانمی که پلاکارد "شاه فریاد مردم را دیر شنید" را پشت سرم دیدم که 2 نفر از سپاهیان او را با عصبانیت همراهی می کردند... سپاهیان که می خواستند به لباس شخصی ها و مامورین دیگر این قضیه را خبر دهند از خانم فاصله گرفتند و مردم به این خانم نزدیک شدند. حرکت از همانجا شکل گرفت. مردم دور این خانم جمع شدند و نشان پیروزی(V) را با انگشتانشان نشان می دادند... تا این که عده ای موتوری-که لباس شخصی هایی بودند با جلیقه های سپاه- نزدیک تظاهر کننده ها شدند و مردم با "هو" کردن آنها باعث شدند که یکی از آنها –که اصلا مشخص نبود لباس شخصی است- به جمعیت حمله کند و پلاکارد آنها را پاره کند. او پس از انجام این کار بر سر سپاهیان فریاد کشید که چرا اجازه می دهند که تظاهر کننده ها اینجا بایستند(!). سپس مردم با صدای بلند تری داد و فریاد می کردند و آنها را" هو"می کردند! تا این که گاز خردل –من خودم چون اولین بار بود با چنین چیزی برخورد می کردم نمی دانم گاز اشک آور بود یا خردل ولی فقط گلویمان را سوزاند و باعث سرفه مان شد و یکی هم ادعا کرد که گاز خردل است- به سمت تظاهر کنندگان پرتاب شد. به هر حال جمعیت از میدان بهارستان به سمت میدان جمهوری کشیده شد. در راه مردم شعارهای الله اکبر،مرگ بر دیکتاتور و نترسین نترسین ما همه با هم هستیم را تکرار می کردند...در ضمن موتورهایی با سرنشینان لباس شخصی هم مردم را همراهی می کردند و هر از چند گاهی به مردم حمله ور می شدند... جمعیت به خیابان صف- نرسیده به خیابان سعدی- رسید.در تقاطع جمهوری و صف بسیاری از لباس شخصی های جلیقه پوش آماده ی حمله به معترضین بودند... به محض رسیدن جمعیت به این نقطه حمله ی خود را آغاز کردند و حسابی با انواع باتوم ها جمعیت را ترسانده و تا حدود زیادی پراکنده کردند... یکی از بسیجی های بسیار عصبانی حتی به طرف دیگر خیابان هم حمله ور شد و بسیار عصبانی سر مردم جیغ می زد که چرا واستادین؟نگاه کردن داره آخه؟؟بعد مردم هم راه افتادند... به خیابان سعدی رسیدیم.... دور تا دور این محوطه انواع پلیس به چشم می خورد... حتی روی پل عابر پیاده هم مامور گذاشته بودند...ورودی این قسمت از جمهوری را به سمت بهارستان بسته بودند و فقط اتوبوس ها و موتورهای لباس شخصی می توانستند از آنجا رد شوند... کم کم مردم پراکنده شدند و گروه هایی که باقی مانده بودند با تذکر ماموران پراکنده شدند.گرچه این خبرها فقط تا ساعت 10:30 را شامل می شود ولی در این قضیه شکی نیست که همه ی نیروهای ارتشی خود را بسیج کرده بودند و آماده ی تار و مار کردن مردم بودند.
پانوشت: دوستان دیده هایتان را برایمان بفرستید. رسانه شمایید.
داغ شده توسط یک دوست در چهاردهم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 17:47 | لینک ثابت | نظر دهید

آقای خامنه ای در یک حرکت انتحاری احمدی نژاد را تنفیذ کرد و حرف هایی زد که گنده تر از دهانش بود. او کشتار اخیر را کاریکاتور انقلاب57 خواند ، این در حالی است که انقلاب 57 یک کاریکاتور واقعی از برآیند نیروهای مردمی بود ، انقلاب توسط کسانی مثل شریعتی تئوریزه شده و به صورت عمل گرایانه بروز کرد ، اما سودش را حضرات بردند! حقیقت این است که جوانان و مردم آن دوره آگاهی های کمتری داشتند و ملاها از این حربه سوء استفاده کردند، و خمینی که آدم باهوشی بود با استفاده از نقطه ضعف مردم ایران که همانا مذهب بود موج سواری کرده و سوار خر انقلاب شد ، هرچند باور دارم که هیچ کدام از اعضای خانواده خمینی سوء استفاده مالی و مقامی نکردند و خود خمینی هم قصد داشت بعد از سرنگونی شاه دولت را بدست دمکرات ها بدهد و خودش به قم برود. مردم عدم رضایت خود را از حضور آقایانی که در تنفیذ شرکت کردند نشان خواهند داد ، ملت ایران انقدر باهوش است که دیگر گول نمی خورد ، آنها هیچ بهانه ای ندارند و ما نمی توانیم بگوییم که مجبور بودند ، آنها مثل حسن خمینی – هاشمی – خاتمی – موسوی – کروبی – می توانستند شرکت نکنند ، و بهانه های مثل کسالت مسافرت و و و وجود داشت! پس اگر از این پس آنها باید منتظر برخورد های سرد و گاهی غیر محترمانه مردم باشند . در این بین بیشترین ضرر را قطبی کرد ! او یک چهره ورزشی موجه بود که الان مورد لعن و نفرین است.

داغ شده توسط در چهاردهم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 7:36 | لینک ثابت | نظر دهید

استقلال ،آزادی ، جمهوری ایرانی ////// جنبش سبز زنده باد ، ایران پاینده باد /////// مجلس فرمایشی ، تعطیل باید گردد //////// برادر شهیدم ، ایران و پس میگیرم /////// ای خواهر شهیدم ، وطن رو پس میگیرم //////// شعار هر ایرانی ، زنده باد آزادی ///////// نماد تغییر نمی خوایم ، محمود ملعون نمیخوایم ، رهبر قاتل نمیخوایم ، مجلس ترسو نمی خوایم /////// ای ملت آزاده ، آماده ایم ، آماده ////// نه شاه خوبه نه رهبر،هر دو ميشن دردسر /////// رهبر خونخوار آواره گردي،خاک وطن راويرانه کردي،کشتی جوانان وطن آه و وا ويلا،کردی هزاران در کفن آه و وا ويلا،مرگ بر تو مرگ بر تو ... /////// سهراب ما نمرده، ولایته كه مرده ////// ندای ما زنده است ، رهبر این ملت است ////// نداييم، سهرابيم، ما همه يك صداييم ////// ما همه با هم هستیم ، خواهان تغییر هستیم ////// ایرانی میمیرد ، ذلت نمی پذیرد /////// مرگ بر دیکتاتور

داغ شده توسط در چهاردهم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 7:35 | لینک ثابت | نظر دهید

 آقای خامنه ای توی مراسم تنفیذ گفته که این حرکات پس از انتخابات، کاریکاتور انقلاب 57 بوده. به زودی یک انقلابی نشونت بدیم که به انقلاب 57 بگه زکی! شاه با اون عظمتش توی خواب هم نمی دید که ملت کله پاش کنن ... دیدی چه جوری کله پا شد؟ ... حالا نوبت ......... اندکی صبر سحر نزدیک است

داغ شده توسط در چهاردهم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 7:33 | لینک ثابت | نظر دهید

چه کردی؟ که صفحه رسمی خود در فیس بوک را به ناچار پاک کردی. خجالت کشیدی از کامنتها؟ چه کردی؟ که تمام دوستانت از تو فرند لیستت یکی یکی دارن حذف می شوند؟ منفور شدی؟ چه کردی؟ که در ویکی پدیا معتبرترین مرجع اینترنتی تو را به عنوان خائن وطن معرفی کردند؟ خائن. شریفی نیا می دانی ۶۲ نفر (رسمی) به خاطر همان تنفیذی که شما حضور پیدا کردید بی گناه کشته شدند؟ کوری؟ شریفی نیا از شما بزرگتر در این سینما نبود که در مراسم تنفیذ شرکت کند؟ که شما به خود اجازه شرکت دادید؟ بی شعور. شریفی نیا صدای استاد شجریان را نشنیدید که فرمودند این صدا صدای خس و خاشاک است؟ کری؟ شریفی نیا شاید پیش خود فکر کنید چرا من اینقدر مورد حمله قرار گرفتم مگر نجفی و الماسی نبودند؟ عرض می کنم: شما در تمام فیلمهای که نقش آفرینی کردید شخصیتی داشتید که قالباٌ فردی بودید دورو و تابع حذب باد. اما همه به گمان اینکه شما یک هنرمند حرفه ای هستید و بسیار حرفه ای در نقشتان فرو میروید و حس می گیرید این نقشها را به این خوبی بازی میکنید. اما الان فکر اکثر مردم جامعه به این سو رفته است که شما نقشی بازی نمی کنید و شخصیت واقعی خود را نشان می دهید مثل نقشتان در اخراجیها و… خوب شاید این اتفاق باید می افتاد که مردم محمدرضا شریفی نیا را بهتر بشناسند.

داغ شده توسط در چهاردهم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 7:32 | لینک ثابت | نظر دهید

لینکی را در بالاترین دیدم که نوشته بود: مهندس موسوی دست از افکار پوسیده ی خود بردارید و یک سری مطالب در مورد جمله ی مهندس موسوی که گفته بود: جمهوری اسلامی نه یک کلمه بیشتر نه کمتر. هم دلم برای آن کسی را که نوشته سوخت هم برای آنانی که مثبت داده بودند. قصدم توهین نیست. ولی کمی با خود کلنجار بروید. اگر مهندس موسوی می نوشت جمهوری ایرانی فکر نمی کنید فردا سرش را از تنش جدا می کردند. یا اگر چیزی در این باره نمی نوشت فکر نمی کردید که با این نوع شعار ها او را هم مثل ابطحی به زندان می بردند. من 11 سال است که درس سیاست می خوانم و دانم که اگر ایشون چنین جمله ی رسا و دقیقی را نمی نوشت چه مشکلات جبران ناپذیری برای جنبش سبز اتفاق می افتاد. دوستان کمی دست از احساسات شخصی بردارید. ما وارد یک بازی نیمه استقامتی شده ایم. توقع دارید ظرف یک هفته جمهوری اسلامی جمهوری ایرانی شود. یادتان که نرفته هدف ما ابطال انتخابات بود. ولی حالا که وقتش گذشته موقع دادن شعار ها برای استعفاست. دوستان همه چیز در سکوت و آرمش باید تغییر کند. اگر اینطور نباشد سرنوشتی همچون انقلاب 57 نصیبمان می شود. بنده هم همچون شما جمهوری ایرانی می خواهم ولی آرام آرام. اول باید باند آقای خامنه ای را از میان برد بعد جمهوری ایرانی را آورد. در حال حاضر دور شدن از تفکرات جمهوری اسلامی باعث می شود حمایت های هاشمی رفسنجانی ، موسوی و علماء را از دست بدهیم و این باعث می شود که جنبش سبز تنها بماند و ممکن است برای رسیدن به پیروزی سال ها کشته ، زخمی و زندانی بدهیم در حالی که می توانیم با حمایت این افراد کمتر از چندین ماه این پیروزی را با هم جشن بگیرم. پس با سیاست تصمیم بگیریم و حرف دلمان را برای بعد ها بگذاریم.

داغ شده توسط در چهاردهم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 7:31 | لینک ثابت | نظر دهید
داغ شده توسط در چهاردهم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 7:30 | لینک ثابت | نظر دهید

دیشب داشتم با مدیر وبلاگ خودمون صحبت میکردم مبنی بر اینکه چه فکر میکردیم و چه شد ؟!؟!

راستش به یاد قبل انتخابات افتادم (روزهای آخر و اونهمه خوشی و شادی) بعد روز شنبه 23 خرداد که نتایج رو اعلام کردند و بعد از اون روز که نزدیک به 50 روز میگذره این کشور در خون غلتیده روی آرامش به خود ندیده .

گفتم چه شد مگه این مردم چه می خواستند ؟ گفت :

ببین اون موقع مردم فقط یکم از آزادی های از دست رفته رو میخواستند توسط مهندس موسوی برگردونن اما سیاست  چیزی نیست که به همین راحتی من و تو بتونیم بفهمیم ! گفتم یعنی چی ؟ منظورتون چیه ؟

گفت ببین این که تو  انتخابات تقلب شده حرفی نیست اما اگه میر حسین میومد چی میشد ؟ فکر میکنی گلستان میشد ؟

نه ، فقط یکم اونم نه خیلی محسوس از فشارهای اجتماعی مردم کم میشد مثلاً گشت ارشاد حذف میشد یا از این قبیل !؟

اما حالا باید خدا تو شکر کنی که که اینا این کار و کردن تا دست خودشون رو شه ؟!!!

گفتم میشه بیشتر توضیح بدید ؟

گفت ببین : روزهای اول تا 30 خرداد مردم فقط میگفتند (رای من کجاست ) اما وقتی که سرکوب بیشتر شد فاتحه  همه رو خوندن و همه شعاری دادن !!

مرگ بر دیکتاتور گفتند که منظور احمدی نژاد بود و بعد از اون رفته رفته غلیظ تر شد فاتحه همه ( اون بالایی ها رو ) خوندن .

اما باید ببینی الان مردم چی میخوان ؟ این حرف آخر که مردم میزنن و لی باز باید دید چند درصد این مردم مخالفن ؟

حداقل بایذ 50% باشه ! اگه کمتر بود بدون که هنوز آب تو هاون کوبیدن باید مردم همه بیدار شن !!!!

داغ شده توسط یک دوست در سيزدهم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 7:52 | لینک ثابت | نظر دهید
مطمئنأ شما نیز صدا و بوق هایی که هنگام روشن کردن کامپیوتر از درون کیس تان به گوش میرسد را شنیده اید. همگی این بوق ها از جانب مادربورد شما هستند. تفاوت این بوق ها از نوع آن و تعداد آنهاست که بیانگر یک مشکل در درون مادربورد است. در این ترفند تمامی بوق ها و پیامهای خطای مربوطه آنها را برای شما جمع آوری کرده ایم. در صورتی که همچین صداهایی از کیس شما بیرون میاید حتما این ترفند را خوانده و به فکر راه حل باشید. وقتي يك كامپيوتر روشن ميشود و آماده براي بالا آمدن ميشود و يا وقتي كامپيوتر reset ميشود BIOS سيستم شما با عملكردي به نام POST به تست كردن سخت افزار سيستم شما ميپردازد تا از درستي اتصال انواع device ها مطلع شود . در اينصورت اگر سيستم با مشكلي مواجه شود POST براي BIOS پيغام خطا ميفرستد اينكه مثلا كارت گرافيكي شما با مشكل مواجه است مثلا از جاي خودش تكان خورده يا اينكه ram شما با مشكل مواجه شده است بيپ يا همون بوق هايي متداول ارسال ميكند و شكا را از ان مطلع ميكند بنا بر اين بهتر است با اينگونه بوق ها اشنا بشويم تا در صورت هر گونه عيبي خودمان در صورت امكان رفع اشكال كنيم . (ترفند سی تی.بلاگفا) البته همانطور كه گفتم BIOS هاي سيستم از شركت هاي مختلفي توليد ميشود كه من در اينجا از دو شركت AMI:American Megatrends International و Phoenix ذكر ميكنم .
داغ شده توسط یک دوست در دوازدهم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 18:37 | لینک ثابت | نظر دهید